به گزارش خبرگزاری آگاه؛ اردشیر زابلیزاده، دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه صدا و سیما، امروز در نخستین روز از رویداد هماندیشی مرزبانی دیجیتال، در سخنانی با موضوع عملیات روانی و جنگ ترکیبی دشمن در حوزه مرزبانی دیجیتال، گفت جهان امروز با شکلی از جنگ روبهرو است که در کنار تجهیزات نظامی، موشک، هواپیما و حملات مستقیم، به تسلط بر جنگ روایتها نیز نیاز دارد. او تأکید کرد در شرایط کنونی، ادراک عمومی، سرمایه اجتماعی، مشروعیت سیاسی و حتی روند تحولات میدان، در بستر جنگ روایتها تنظیم میشود.
او افزود: نظریهپردازان حوزه ارتباطات، امنیت و عملیات روانی، جنگ روایتها را از مهمترین ابعاد جنگ ترکیبی و جنگ شناختی میدانند و مطالعات انجامشده نیز این مسئله را تأیید میکند. به گفته وی، در جنگهای نوین، رسانهها، شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای جهانی، الگوریتمهای حاکم بر این پلتفرمها و همه فعالان این فضا از کاربران حرفهای تا کاربران عادی، در حوزه عملیات روانی در حال اثرگذاری هستند.
زابلیزاده بیان کرد: پژوهشهای فراوانی در این زمینه انجام شده است و رخدادهای پیرامون ایران، از جمله جنگ غزه و تحولات منطقه، بهخوبی نشان میدهد که جنگ عملیات روانی تا چه اندازه اهمیت پیدا کرده است. او گفت افکار عمومی داخلی بهشدت نیازمند آشنایی با سازوکارهای جنگ روایتها است و در سطح بینالمللی نیز تقریباً همه رسانههای فعال در جهان بهطور جدی درگیر این میدان هستند.
او با اشاره به سابقه طرح این بحث در سالهای گذشته گفت: موضوع جنگ روایتها از چند سال قبل در قالب آثار و پژوهشهای مستقل مورد توجه قرار گرفته بود و در جریان تحولات جهان عرب نیز اهمیت آن برجسته شد. به گفته وی، در این نشست تلاش شده است با نگاهی کلی به بحرانها و جنگهای اخیر و با تمرکز خاص بر جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، برخی از تکنیکهای مهم روایتپردازی دشمن بررسی شود.
قربانیسازی معکوس از تکنیکهای اصلی رسانههای مهاجم است
این دانشیار دانشگاه صدا و سیما یکی از مهمترین تکنیکهای روایتپردازی دشمن را تبدیل مهاجم به قربانی دانست و گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی در عین آنکه به کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران، غزه و لبنان حمله میکنند، بهسرعت وارد میدان روایتپردازی میشوند و جایگاه مهاجم و قربانی را در افکار عمومی جابهجا میکنند.
او افزود: در این الگو، کشوری که آغازگر بحران و خشونت است، با استفاده از تصاویر دارای بار احساسی، متنها و واژگانی با بار انسانی، روایتی میسازد که وقتی به افکار عمومی جهانی منتقل میشود، مهاجم را در جایگاه قربانی قرار میدهد. زابلیزاده تأکید کرد این همان کارکرد اصلی جنگ روایتها است و در بسیاری از جنگهای معاصر نیز قابل مشاهده است.
وی ادامه داد: رسانههای این کشورها با حرفهگری رسانهای، تصاویری را انتخاب میکنند که ظرفیت بالایی برای تحریک احساسات و ایجاد همدلی دارند و از همین مسیر، مخاطب خود را متأثر میکنند. او گفت میتوان این شیوه را «قربانیسازی معکوس» نامید، زیرا در آن، واقعیت میدانی کنار میرود و تصویری وارونه از جایگاه طرفها در ذهن مخاطب ساخته میشود.
حذف زمینههای تاریخی بحران برای تغییر ادراک مخاطب انجام میشود
زابلیزاده در ادامه، حذف زمینههای تاریخی بحران را یکی دیگر از تکنیکهای مهم روایتپردازی دشمن دانست و تصریح کرد:رسانههای غربی در پوشش جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز کردند، تلاش داشتند مخاطب را از همان لحظات نخست در معرض انفجار خبری قرار دهند و در همان مرحله اول، زمینههای تاریخی بحران را از ذهن او حذف کنند.
او افزود: پیش از آنکه یک خبر به روایت تبدیل شود، باید بر اساس سیاستگذاری رسانه، برای آن چارچوب تعیین شود و پس از شکلگیری این چارچوب است که روایتسازی آغاز میشود. به گفته وی، در حملاتی که در جنگ ۱۲ روزه و تحولات پس از آن رخ داد، رسانههای غربی بلافاصله چارچوب «اقدام بازدارنده» یا «واکنش امنیتی» را در برابر افکار عمومی قرار دادند تا زمینههای واقعی بحران از ذهن مخاطب دور شود.
این عضو هیات علمی دانشگاه صدا و سیما گفت: در حالی که ایران پس از آن حملات، پاسخ خود را با سرعت و قاطعیت ارائه کرد، رسانههای غربی در روایتپردازی خود هیچ اشارهای به سالها تحریم علیه ایران نکردند و این مسئله را از متن اصلی روایت کنار گذاشتند. او افزود در این روایتها، ترور دانشمندان هستهای ایران که در حوزه صلحآمیز فعالیت میکردند، فشارهای امنیتی طولانیمدت، ترور فرماندهان ایرانی و حملات مکرر به نیروهای همسو با جمهوری اسلامی ایران در منطقه نیز به حاشیه رانده شد.
وی بیان کرد: حذف این پیشینه باعث میشود مخاطب از زنجیره امنیتی و تاریخی ماجرا جدا شود و تصور کند واکنش ایران بدون مقدمه شکل گرفته است. به گفته او، بسیاری از تحلیلگران رسانهای این شیوه را تکنیکی میدانند که در آن تاریخ بحرانها حذف میشود تا یک طرف بهعنوان کنشگر دفاعی و طرف دیگر بهعنوان عامل بیثباتی معرفی شود.
رسانههای غربی مهاجمان را مدافع امنیت معرفی میکنند
زابلیزاده با اشاره به همین تکنیک گفت: در جنگ اخیر، آمریکا و رژیم صهیونیستی از کیلومترها دورتر وارد منطقه شدند، اما در روایت رسانهای خود، ایران را عامل بیثباتی در خلیج فارس و منطقه معرفی کردند و خود را در جایگاه کنشگر دفاعی نشاندند. او افزود تحریمها، عملیات مخفی، فشارهای نیابتی و مجموعه اقداماتی که علیه ایران انجام شده است، در این روایتها مطرح نمیشود و در یک پسزمینه مبهم قرار میگیرد.
او در ادامه اضافه کرد: در نتیجه، بخش مهمی از علت اصلی اینکه جمهوری اسلامی ایران نسبت به تحولات منطقه نگاه امنیتی دارد، در حالت آمادهباش قرار میگیرد و برای تقویت توان خود اقدام میکند، از روایتها حذف میشود. وی تأکید کرد این روش، درکی ناقص و جهتدار از واقعیت را به مخاطب القا میکند.
پنهانسازی جنایت علیه غیرنظامیان در پوشش رسانهای دشمن دنبال میشود
این استاد دانشگاه صدا و سیما با اشاره به بمباران مدرسه میناب بیان کرد: در این فاجعه، بهجای آنکه رسانههای غربی بر حمله به یک فضای غیرنظامی تمرکز کنند، تلاش کردند اصل ماجرا را پنهان سازند و از تعابیر دیگری بهره بگیرند. او افزود در این روایتها گفته شد که قصد هدفگیری مدرسه وجود نداشته است و احتمالاً به دلیل نزدیکی آن مکان به یک پایگاه یا مرکز نظامی مجاور، این حادثه رخ داده است.
زابلیزاده گفت در چنین وضعیتی، واژهها و تعابیر بهگونهای انتخاب میشوند که بتوانند پرسش اصلی روایت را تغییر دهند و سپس در همان چارچوب به اصطلاح گرهگشایی کنند. او افزود، چون روایتگری بر عناصر داستانی استوار است، رسانههای مهاجم میکوشند زمینههای انسانی و تاریخی حادثه را که اثرگذاری بالایی دارد، محو کنند و روایت را بر منطق عملیات نظامی استوار سازند.
وی تأکید کرد: این شیوه خود نوعی عملیات رسانهای است، زیرا مخاطب بدون آگاهی از بستر تاریخی و انسانی رخداد، واقعیت را بهصورت ناقص و جهتدار درک میکند.
دوگانهسازی اخلاقی برای ساختن تصویر خیر و شر به کار گرفته میشود
زابلیزاده در بخش دیگری از سخنان خود، «دوگانهسازی اخلاقی» را از دیگر تکنیکهای مؤثر در جنگ روایتها معرفی کرد و خاطرنشان کرد: اگر کسی به خروجی رسانههایی مانند فاکسنیوز توجه کند، میبیند که خبرها بهصورت کامل در قالب یک قطببندی خیر و شر تنظیم شدهاند. او افزود در این چارچوب، آمریکا و رژیم صهیونیستی بهعنوان مدافع آزادی، حقوق بشر و صلح معرفی میشوند و ایران و جمهوری اسلامی در جایگاه عامل تهدید، خشونت و افراطگرایی قرار میگیرند.
او گفت: این تکنیک، پیچیدگیهای واقعی را از بین میبرد و به مخاطب اجازه نمیدهد به یک تحلیل چندلایه دست پیدا کند. به گفته وی، در این فرایند، مخاطب خیلی سریع و در سطحی احساسی درگیر قضاوت میشود و افکار عمومی به سمت یک داوری فوری سوق پیدا میکند.
وی افزود: در جنگ اوکراین نیز رسانههای غربی از همین الگو استفاده کردند و با انتخاب واژههای خاص، برچسبزنی و تکرار مستمر برخی مضامین، نوعی قطببندی ادراکی در ذهن مخاطب پدید آوردند. زابلیزاده گفت در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نیز همین تکنیک بارها به کار گرفته شد و رسانهها با استفاده از تصاویر و واژهها، تصویری سادهسازیشده از ماجرا ساختند که در آن، خود را مدافع صلح و امنیت و ایران را عامل تهدید معرفی کردند.
پیوست رسانهای عملیات نظامی با آمادگی کامل اجرا میشود
او در ادامه گفت از همان نخستین لحظه حمله، رسانههای غربی با آمادگی کامل وارد صحنه شدند، زیرا برای عملیات نظامی خود از قبل پیوست رسانهای تعریف کرده بودند. زابلیزاده افزود رسانههای اقماری و رسانههای فارسیزبان همسو با آنها نیز همین چارچوب را تکرار کردند و در سطح افکار عمومی جهان بازنشر دادند.
وی بیان کرد: یکی از تعابیری که از همان ابتدا در این روایتها مطرح شد، عنوان «دفاع پیشدستانه» بود. به گفته او، این تعبیر نشان میدهد که پیش از تولید روایت، ابتدا یک چارچوب برای خبر انتخاب میشود و سپس روایت بر اساس آن ساخته میشود.
او تأکید کرد: در حوزه روایتگری، انتخاب چارچوب متناسب با سیاستهای رسانهای، فرهنگی و عمومی هر کشور، مقدمه ضروری روایتپردازی است. زابلیزاده گفت برخی رسانههای داخلی هنوز به دلیل آشنایی ناکافی با حوزه روایتگری، در انعکاس درست رویدادها با ضعف مواجه هستند و گاهی پیش از انتخاب دقیق چارچوب، وارد مرحله روایتنویسی میشوند.
چارچوبسازی، مقدمه اصلی روایتپردازی رسانهای است
این عضو هیات علمی دانشگاه صدا و سیما با تشریح چارچوبهای مورد استفاده رسانههای غربی گفت: یکی از مهمترین چارچوبها، «حفظ ثبات منطقه» بود و در ذیل همین چارچوب، حجم زیادی خبر و توجیه برای مشروعیتبخشی به اقدامات نظامی و جنایتکارانه آنها تولید شد. او افزود چارچوب دیگر، «جلوگیری از تهدیدات هستهای ایران» بود که برای آن نیز روایت خاصی طراحی شد.
او در ادامه اضافه کرد: اتهامزنی به ایران در موضوع تروریسم و طرح «مقابله با تروریسم» نیز از چارچوبهای ثابت رسانههای غربی به شمار میرفت. در مقابل، رسانههای ایران هم چارچوبهایی مانند اقدامات تحریکآمیز طرف مقابل، ماجراجوییهای منطقهای، تهدید علیه امنیت جهانی و رفتارهای بیثباتکننده را برای روایت خود انتخاب کردند و بر اساس آنها شروع به تولید روایت کردند.
زابلیزاده افزود: مثالهای فراوانی در این زمینه وجود دارد، اما نکته مهم آن است که چارچوبسازی دروازه ورود به روایتپردازی است و بدون آن، روایت منسجم شکل نمیگیرد.
هدف جنگ روایتها همیشه اقناع نیست و گاهی سردرگمی مخاطب دنبال میشود
او در ادامه بیان کرد: در جنگهای جدید، همانطور که فقط موشک و هواپیما تعیینکننده نیستند و روایت هم نقش دارد، هدف همیشه اقناع مخاطب نیز نیست. به گفته وی، در مواردی، هدف اصلی دشمن، سردرگم کردن مخاطب است و او با شعارهای ظاهراً صادقانه و در قالبی طراحیشده، کار رسانهای خود را پیش میبرد.
زابلیزاده افزود: در این وضعیت، دشمن از تکنیکهایی استفاده میکند که موجب سردرگمی مخاطب میشود و او را در برابر حجم گستردهای از اخبار متقابل قرار میدهد. او گفت اگر به اظهارات رئیسجمهور آمریکا نگاه شود، میتوان دید که چگونه در دل حجم بالای خبرها، تناقضهای فراوانی وجود دارد و همین مسئله بخشی از سازوکار عملیات رسانهای را نشان میدهد.
آشوب شناختی با بمباران اطلاعاتی در شبکههای اجتماعی تشدید میشود
این دانشیار دانشگاه صدا و سیما گفت: یکی از تکنیکهای مهم در این حوزه، ایجاد «آشوب شناختی» است. او افزود در این روش، دادهها و خبرهای فراوانی تولید و منتشر میشود که بخش قابل توجهی از آنها بدون منبع مشخص هستند، با وجود آنکه در منابع نظری خود بر حفظ منبع در خبر تأکید میکنند.
وی بیان کرد: هدف از این شیوه، فرسایش ذهنی مخاطب و بمباران اطلاعاتی او است تا در افکار عمومی، نوعی آشفتگی شناختی شکل بگیرد. به گفته او، بیشترین استفاده از این تکنیک در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی دیده میشود، زیرا این شبکهها به دلیل ماهیت و کارکرد خود، سرعت بالایی در انتقال اطلاعات دارند.
زابلیزاده ادامه داد: الگوریتمهای حاکم بر این شبکهها نیز بهگونهای عمل میکنند که بهراحتی میتوانند احساسات و عواطف مخاطبان را هدف بگیرند و با آنها بازی کنند. او افزود از همین الگوریتمها و سازوکارهای بازنشر فوری برای گسترش پیامها، تشدید آشوب شناختی و اثرگذاری سریع بر ادراک عمومی استفاده میشود.
وی در پایان تأکید کرد: این تکنیکها در حوزه عملیات روانی و جنگ ترکیبی دشمن، بهویژه در مرزبانی دیجیتال، جای بحث فراوان دارند و شناخت دقیق آنها برای تقویت توان رسانهای کشور ضروری است.
انتهای خبر/255438/
- توافق دولت و مجلس بر سر ۹ اولویت اقتصادی|بسته جامع معیشتی تهیه میشود
- پزشکیان: مدیریت مصرف به یکی از ارکان امنیت اقتصادی و تابآوری ملی تبدیل شده است
- اقتصاد انگلیس در پی تبعات جنگ ایران کوچک شد/ رشد تولید ناخالص داخلی منفی شد
- بانک جهانی: جنگ علیه ایران رشد اقتصاد جهانی را ضعیفتر کرد
- نگاه هوشمندانه به اقتصاد دسترسپذیری در شهر و خلق ارزش در شهرها
- فرصتی برای اصلاحات اقتصادی که سالها گم شده بود
- بازگشت ۴.۳ میلیارد دلار به چرخه اقتصاد با اصلاح الگوی مصرف انرژی + اینفوگرافی
- ورود اوقاف به اقتصاد دانشبنیان و تکمیل زنجیره صنایع غذایی/ بهرهوری موقوفات افزایش یافت
- مشکلات جامعه از نگاه اقتصاد رفتاری/ دولتها خواست مردم را در سیاستها لحاظ کنند
- رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا: ۴۷۴ پرونده برای محتکران کالا تشکیل شده است
- چابکسازی تأمیناجتماعی دردستورکار| مصوبه ۲۷۷ همتی دولت برای پرداخت مطالبات تأمین اجتماعی
- نگاهداری: امید، اعتماد و مشارکت اجتماعی پس از جنگ افزایش پیدا کرده است
- خبر مهم تأمین اجتماعی درباره اعمال افزایش حقوق بازنشستگان در خرداد
- روایت عصمتی از عروج رهبر شهید در «نقش میان میدان» / هنر در میدان، ترکیبی از تکلیف اجتماعی و امیدبخشی به مردم است
- احکام جدید حقوقی بازنشستگان صادر شد| توضیحات مدیرعامل تامین اجتماعی را بخوانید
- اطلاعیه تامین اجتماعی برای بازماندگان مستمری بگیر
- جمهوری اسلامی با تکیه بر سرمایه اجتماعی از جنگ اخیر عبور کرد
- همکاری با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حوزه بازماندگان از تحصیل و عدالت آموزشی گسترش مییابد
- شهید دکتر طهرانچی شخصیت برجسته ای از نظر علمی، فرهنگی و اجتماعی بودند
- آموزش در حوزه زیستشناسی تنها به مباحث نظری محدود نمیشود؛ لزوم نقشآفرینی دانشجویان در فعالیتهای اجتماعی

