دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
الاثنين ٢٧ صفر ١٤٤٨
Monday 10 August 2026
متن خبر

عشق به تدریس و کاربردی‌سازی مفاهیم، رمز موفقیت استاد سرآمد دانشگاه آزاد/ علم داده، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین؛ ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در سرفصل‌های آمار

یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
عشق به تدریس و کاربردی‌سازی مفاهیم، رمز موفقیت استاد سرآمد دانشگاه آزاد/ علم داده، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین؛ ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در سرفصل‌های آمار
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و استاد سرآمد دانشگاه آزاد اسلامی در حوزه جهت‌گیری الهی-فرهنگی در تدریس دروس تخصصی، عشق به تدریس، رابطه صمیمی با دانشجویان و کاربردی‌سازی مفاهیم را رمز موفقیت خود دانست و با اشاره به ضرورت بازنگری سرفصل‌های رشته آمار، گفت: علم داده، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در سرفصل‌های آمار هستند و آموزش‌ها باید از حالت صرفاً نظری خارج شده و بر پروژه‌های عملی و حل مسائل واقعی متمرکز شود.

رضا شاهی، عضو هیئت علمی گروه آمار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و استاد سرآمد دانشگاه آزاد اسلامی در حوزه جهت‌گیری الهی-فرهنگی در تدریس دروس تخصصی، با دو دهه سابقه تدریس در رشته‌های متنوع دانشگاهی از جمله آمار، روانشناسی، علوم تربیتی، مدیریت، حسابداری، اقتصاد و فنی و مهندسی، که تمامی مقاطع تحصیلی خود را در رشته آمار به پایان رسانده است، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آگاه، رمز موفقیت خود در کسب عنوان استاد سرآمد را عشق به تدریس، رابطه صمیمی با دانشجویان و کاربردی‌سازی مفاهیم برشمرد و با تأکید بر ضرورت بازنگری سرفصل‌های آمار، ورود علم داده، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین را به عنوان یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر در برنامه‌های درسی این رشته مطرح کرد.

به عوامل کلیدی موفقیت خود در کسب عنوان استاد سرآمد دانشگاه آزاد اسلامی اشاره کنید و بفرمایید که چه رویه‌ها و رویکرد‌هایی در طول سال‌های تدریس، شما را به این جایگاه رساند؟

در ابتدای سخنانم از دکتر بیژن رنجبر ریاست دانشگاه آزاد اسلامی و معاونین دانشگاه که در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ من را به عنوان استاد سرآمد آموزشی انتخاب کرده‌اند کمال تشکر و قدردانی را دارم.

فاکتور‌های زیادی در انتخابم به عنوان استاد سرآمد دانشگاه آزاد اسلامی دخالت داشته است؛ نخستین فاکتور عشق و علاقه‌ای است که من به محیط کلاس و همچنین تدریس دارم و بدیهی است یک استاد زمانی می‌تواند در کار خود واقعاً موفق باشد که از محیط کارش لذت ببرد و برای حضور در کلاس لحظه‌شماری کند، این فاکتور نخست است.

فاکتور دوم، رابطه صمیمانه‌ای است که تلاش می‌کنم با دانشجویانم برقرار کنم و با حفظ شأن استادی، تلاش می‌کنم محیط را به گونه‌ای فراهم کنم که دانشجویان بتوانند سؤال‌ها و دغدغه‌های خود را راحت‌تر در کلاس مطرح کنند و من نیز دغدغه‌های آگاهن را دغدغه‌های خودم بدانم؛ تا جایی که از دستم برمی‌آید تلاش می‌کنم از نظر درسی یا مشاوره‌ای به این دغدغه‌ها پاسخ دهم.

فاکتور سوم، ماهیت رشته ما یعنی آمار است، به طوری که آمار یکی از رشته‌های دشوار دانشگاهی است و اکثر دانشجویان به‌دلیل دشوار بودن آن گلایه دارند. در این ۲۰ سالی که توفیق معلمی داشته‌ام، همواره هدفم این بوده که مطالب سخت را به شیوه‌ای آسان تدریس کنم، به‌گونه‌ای که اکثریت نسبی کلاس، درس را متوجه شوند. الحمدلله به نظر خودم در این کار موفق بوده‌ام و اگر زمانی در کلاس احساس کنم که مطلبی که گفته‌ام توسط بسیاری از دانشجویان فهم نشده است، تلاش می‌کنم روش جدیدی پیدا کنم تا فهم مطالب برای دانشجویان ساده‌تر شود و بتوانند مباحث درسی را بهتر درک کنند.

فاکتور بعدی، موضوع کاربردی تدریس کردن است و همواره هنگام تدریس این سؤال را در ذهنم مطرح می‌کنم که «این مطلبی که من در کلاس تدریس می‌کنم، برای دانشجویان چه فایده‌ای دارد؟» همین سؤال را از دانشجویان نیز می‌پرسم و سپس محل کاربرد آن روش یا مفهوم را توضیح می‌دهم و مثال‌های کاربردی در آن حوزه مطرح می‌کنم. این کار موجب می‌شود دانشجو درک کند و متوجه شود که این درس چه کاربردی دارد و کجا می‌تواند از آن استفاده کند و در نتیجه انگیزه و علاقه او به درس افزایش می‌یابد.

فاکتور آخر که از نظر من مهم‌ترین فاکتور است، آن است که سعی می‌کنم به مطالب تخصصی خود رنگ و بوی الهی و فرهنگی بدهم و آنها را به سمت مفاهیم الهی و فرهنگی جهت‌دهی کنم.

به نظر شما، جشنواره‌ها و رویداد‌های علمی دانشگاه آزاد اسلامی تا چه اندازه در کشف استعداد‌های علمی کشور و افزایش انگیزه دانش‌آموزان، دانشجویان و استادان مؤثر بوده‌اند؟

به نظر من، رویداد‌ها و جشنواره‌های دانشگاه آزاد اسلامی، اگر به‌صورت هدفمند و مستمر برگزار شوند، می‌توانند نقش بسیار مؤثری در شناسایی استعداد‌های علمی، افزایش انگیزه و هدایت دانش‌آموزان، دانشجویان و استادان به سمت فعالیت‌های پژوهشی و نوآورانه داشته باشند. دانشگاه آزاد در سال‌های اخیر نیز رویداد‌هایی مانند جشنواره پروژه‌های دانش‌آموزی «فرهیختگان جوان»، المپیاد‌های علمی و جشنواره‌های پژوهشی را با هدف استعدادیابی و توسعه فعالیت‌های علمی برگزار کرده است.

این جشنواره‌ها برای دانش‌آموزان، زمینه آشنایی با فضای دانشگاه، پژوهش و فناوری را فراهم کرده و استعداد‌های آگاهن را از سنین پایین شناسایی می‌کند. همچنین روحیه خلاقیت، حل مسئله و کار گروهی را تقویت می‌کند. همچنین این جشنواره‌ها برای دانشجویان، فرصتی برای ارائه دستاورد‌های علمی، رقابت سالم، شبکه‌سازی با پژوهشگران و کسب تجربه در فعالیت‌های تحقیقاتی و کارآفرینی ایجاد می‌کند که می‌تواند مسیر ورود آگاهن به بازار کار یا تحصیلات تکمیلی را هموار سازد.

نهایتا برگزاری این رویداد‌ها برای استادان، بستری برای هدایت استعداد‌های جوان، شکل‌گیری گروه‌های پژوهشی، توسعه همکاری‌های علمی و انتقال تجربیات به نسل جدید فراهم می‌کند. با این حال، میزان موفقیت این رویداد‌ها به کیفیت اجرای آنها بستگی دارد. اگر پس از پایان جشنواره، از افراد برگزیده حمایت‌هایی مانند ارائه تسهیلات پژوهشی، امکان تجاری‌سازی ایده‌ها، ارتباط با صنعت، حمایت مالی و ایجاد مسیر ادامه فعالیت فراهم شود، تأثیر آنها چندین برابر خواهد شد. در غیر این صورت، جشنواره‌ها ممکن است صرفاً به یک رقابت کوتاه‌مدت محدود شوند.

با توجه به اهمیت اثرگذاری علوم و رشته‌های دانشگاهی در حل مسائل و مشکلات کشور چه ساز و کاری را در این خصوص مناسب می‌دانید تا رشته‌های دانشگاهی، با تکیه بر دانش بومی جوانان بتواند مسائل و مشکلات کشور را رفع کند و به اثرگذاری مستقیم در این حوزه بپردازد؟

به نظر من، مؤثرترین سازوکار آن است که دانشگاه‌ها از آموزش‌محوری به مسئله‌محوری حرکت کنند؛ یعنی موضوع پایان‌نامه‌ها، پژوهش‌ها و پروژه‌های دانشجویی مستقیماً از نیاز‌های واقعی کشور، صنعت، کشاورزی، سلامت، محیط زیست، انرژی و مسائل اجتماعی استخراج شود.

یکی از اقداماتی که می‌تواند در این راستا اثربخشی دانشگاه‌ها را افزایش دهد ایجاد یک پایگاه ملی برای مسائل مختلف کشور است به طوری که دستگاه‌های اجرایی، صنایع و بخش خصوصی مسائل و نیاز‌های خود را در این پایگاه یا سامانه ثبت کرده و دانشگاه‌ها پروژه‌های پژوهشی خود را بر اساس این نیاز‌ها تعریف کنند.

اقدام بعدی می‌تواند به این صورت شکل بگیرد که قرارداد‌های مشترک میان دانشگاه‌ها و سازمان‌ها به‌گونه‌ای منعقد شود که دانشجویان و استادان ضمن انجام پژوهش، راهکار‌های عملی و قابل اجرا ارائه دهند و نتایج تحقیقات به مرحله تولید و بهره‌برداری برسد.

در مجموع، اگر دانشگاه‌ها با تکیه بر دانش، خلاقیت و توانمندی جوانان، پژوهش‌های خود را به سمت حل نیاز‌های واقعی جامعه هدایت کنند و ارتباط مؤثری میان دانشگاه، صنعت و دستگاه‌های اجرایی برقرار شود، می‌توان انتظار داشت که رشته‌های دانشگاهی نقش مستقیم و مؤثری در رفع مشکلات کشور، توسعه فناوری، افزایش بهره‌وری و تحقق اقتصاد دانش‌بنیان ایفا کنند. این رویکرد علاوه بر شکوفایی استعداد‌های علمی، زمینه‌ساز خودکفایی و پیشرفت پایدار کشور نیز خواهد بود.

با توجه به تحولات سریع علمی و فناوری، سرفصل‌های رشته‌های دانشگاهی به‌ویژه در حوزه تخصصی شما تا چه اندازه نیازمند بازنگری و به‌روزرسانی هستند و چه محور‌هایی در این بازنگری باید مورد توجه قرار گیرد؟

به اعتقاد من، سرفصل‌های بسیاری از رشته‌های دانشگاهی، از جمله رشته آمار، نیازمند بازنگری جدی و مستمر هستند. با توجه به سرعت پیشرفت علم و فناوری، بازنگری دوره‌ای سرفصل‌ها باید هر ۳ تا ۵ سال یک‌بار انجام شود تا آموزش دانشگاهی با نیاز‌های روز جامعه، صنعت و بازار کار همگام بماند.

در رشته آمار، اگرچه مباحث پایه‌ای مانند احتمال، استنباط آماری، رگرسیون و نمونه‌گیری همچنان ضروری هستند، اما لازم است موضوعات نوینی مانند علم داده (Data Science)، هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، کلان‌داده (Big Data)، داده‌کاوی، برنامه‌نویسی آماری با Python و R، مصورسازی داده‌ها و تحلیل داده‌های واقعی سهم بیشتری در برنامه درسی داشته باشند. همچنین بایستی آموزش‌ها از حالت صرفاً نظری خارج شده و بر پروژه‌های عملی و حل مسائل واقعی کشور متمرکز شود.

با توجه به نیاز‌های آینده کشور، چه راهبرد‌هایی برای احیا و بازطراحی رشته‌های کم‌متقاضی می‌تواند مؤثر باشد؟

برای رشته‌های دانشگاهی کم‌متقاضی نباید صرفاً به کاهش ظرفیت یا حذف رشته فکر کرد، بلکه ابتدا باید علت کاهش تقاضا بررسی شود. زیرا برخی رشته‌ها با وجود متقاضی کم، از نظر علمی و راهبردی برای آینده کشور اهمیت بالایی دارند.

به نظر من باید ساز و کار‌هایی تعریف شود تا جذابیت و کارآمدی رشته‌ها افزایش پیدا کند. یکی از این سازوکار‌ها می تواند به‌روزرسانی برنامه‌های درسی، افزودن مهارت‌های کاربردی و فناوری‌های نوین باشد.همچنین ترکیب رشته‌های کم‌متقاضی با حوزه‌های نوظهوری مانند هوش مصنوعی، علم داده، فناوری اطلاعات و کسب‌وکار می‌تواند فرصت‌های شغلی بیشتری برای فارغ‌التحصیلان ایجاد کند.

از طرفی تعریف دوره‌های کارآموزی، پروژه‌های مشترک و استخدام هدفمند نیز اعتماد داوطلبان به آینده شغلی این رشته‌ها را افزایش می‌دهد. در این راستا ظرفیت پذیرش هر رشته باید متناسب با نیاز‌های منطقه‌ای و ملی تنظیم شود و از ایجاد رشته‌های مشابه بدون نیاز واقعی جلوگیری گردد.

اهمیت بهره‌گیری از فناوری‌های نوین آموزشی در رشته‌های دانشگاهی، به‌ویژه در حوزه تخصصی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه راهبرد یا الگوی عملیاتی را برای استفاده مؤثر از این فناوری‌ها در فرآیند آموزش پیشنهاد می‌دهید؟

به نظر من، استفاده از فناوری‌های نوین آموزشی در دانشگاه‌ها دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. در رشته آمار نیز به دلیل ماهیت داده‌محور و تحلیلی آن، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین می‌تواند کیفیت آموزش، یادگیری و آمادگی دانشجویان برای ورود به بازار کار را به شکل چشمگیری افزایش دهد.

در رشته آمار، استفاده از نرم‌افزار‌ها و ابزار‌هایی مانند Python، R، SAS، Power BI و Tableau، همچنین آموزش مفاهیم هوش مصنوعی، علم داده و یادگیری ماشین، باید در کنار مباحث نظری قرار گیرد. این رویکرد باعث می‌شود دانشجویان علاوه بر یادگیری مفاهیم آماری، توانایی تحلیل داده‌های واقعی و حل مسائل عملی را نیز کسب کنند.

استراتژی مناسب در این زمینه، حرکت به سمت آموزش ترکیبی (Blended Learning) است؛ یعنی تلفیق آموزش حضوری با آموزش الکترونیکی، کلاس‌های تعاملی، محتوای چندرسانه‌ای، آزمایشگاه‌های مجازی و پروژه‌های مبتنی بر داده‌های واقعی. همچنین استفاده از هوش مصنوعی برای شخصی‌سازی آموزش، ارائه بازخورد سریع و ارزیابی مستمر دانشجویان می‌تواند اثربخشی فرآیند یادگیری را افزایش دهد. علاوه بر این، پیشنهاد من آن است که زیرساخت‌های دیجیتال دانشگاه‌ها تقویت شود و استادان به‌طور مستمر در زمینه فناوری‌های آموزشی توانمندسازی شوند. همچنین محتوای درسی به‌صورت الکترونیکی و تعاملی در اختیار دانشجویان قرار گیرد و همکاری با صنعت و شرکت‌های دانش‌بنیان برای اجرای پروژه‌های واقعی و کاربردی گسترش یابد.

به جز موارد مطرح‌شده، چه چالش‌ها یا اولویت‌های دیگری در نظام آموزش عالی یا حوزه تخصصی شما وجود دارد که نیازمند توجه ویژه است؟

در پایان، اگر بخواهم به مهم‌ترین دغدغه خود در حوزه آموزش عالی، به‌ویژه در رشته آمار، اشاره کنم، آن دغدغه، فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیاز‌های واقعی جامعه و بازار کار است. در بسیاری از موارد، همچنان آموزش و پژوهش بیش از آنکه مسئله‌محور و کاربردی باشند، بر مباحث نظری و تولید مقالات متمرکز هستند. به نظر من، لازم است دانشگاه‌ها به سمت نسل جدید دانشگاه‌های کارآفرین و مسئله‌محور حرکت کنند؛ دانشگاه‌هایی که در آنها آموزش، پژوهش، صنعت و فناوری در تعامل مستمر با یکدیگر باشند.

همچنین باید نظام ارزیابی اعضای هیئت علمی و دانشجویان به‌گونه‌ای اصلاح شود که علاوه بر انتشار مقالات، فعالیت‌هایی مانند حل مسائل کشور، ثبت اختراع، تجاری‌سازی فناوری، همکاری با صنعت و ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان نیز مورد توجه و حمایت قرار گیرد.

در حوزه آمار نیز، گسترش آموزش در زمینه علم داده، هوش مصنوعی، تحلیل کلان‌داده و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، ضرورتی انکارناپذیر است. امروزه بسیاری از تصمیمات کلان در اقتصاد، سلامت، صنعت و مدیریت بر پایه تحلیل داده‌ها انجام می‌شود و لازم است دانشگاه‌ها نیرو‌هایی را تربیت کنند که توانایی پاسخگویی به این نیاز‌ها را داشته باشند.

در نهایت، اعتقاد دارم که با بازنگری مستمر برنامه‌های درسی، تقویت ارتباط دانشگاه با صنعت، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین آموزشی، حمایت از پژوهش‌های کاربردی و اعتماد به توان علمی و خلاقیت جوانان، می‌توان آموزش عالی کشور را به نهادی اثرگذارتر در حل مسائل ملی و توسعه پایدار تبدیل کرد. این رویکرد، علاوه بر ارتقای کیفیت آموزش، زمینه‌ساز افزایش اشتغال فارغ‌التحصیلان، توسعه اقتصاد دانش‌بنیان و تقویت جایگاه علمی کشور خواهد بود.

انتهای خبر/268035/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر