دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
الاثنين ١٠ ربیع‌الثانی ١٤٤٨
Monday 21 September 2026
متن خبر

روایت پدر از پسری که ظهور حضرت مهدی(عج) دغدغه‌ هر روزش بود/ دست‌های کوچکی که گره‌های بزرگی باز کرد

یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
روایت پدر از پسری که ظهور حضرت مهدی(عج) دغدغه‌ هر روزش بود/ دست‌های کوچکی که گره‌های بزرگی باز کرد
یکی از ویژگی‌های بارز شهید، روحیه عمیق «انتظار فرج» او بود؛ به‌طوری که به‌ شدت دلداده و منتظر ظهور حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف بود. زمانی که اخبار جنایات دشمنان اسلام را از رسانه‌ها دنبال می‌کرد، با همان زبان پاک و کودکانه خود می‌پرسید: «کی باید بیاید و این کودکان بی‌گناه را از دست ظالمان نجات دهد؟» و والدینش به همان زبان کودکی پاسخش را اینگونه می‌دادند: «ما باید اول متحد شویم، همه مسلمانان باید ید واحد باشند و دعا کنیم امام زمان ظهور کنند و این دشمنان را نابود سازند».

خبرگزاری آگاه ـ حسین بوذری: در گاه‌شمار مقاومت ملت ایران، برخی روزها نه‌تنها در تقویم که در حافظه تاریخی یک ملت حک شده‌اند؛ روزهایی که نه با جوهرِ قلم که با سرخی خون معصوم‌ترین فرزندان این سرزمین نگاشته شده‌اند.

۹ اسفندماه ۱۴۰۴، یادآور فاجعه‌ای است که زخمی عمیق بر پیکره تعلیم و تربیت و قلبِ تپنده ایران اسلامی بر جای گذاشت؛ روزی که دستان آلوده به جنایت آمریکای جنایتکار و کودک‌کُش و ایادی صهیونیست آن در اقدامی ددمنشانه و شنیع، مدرسه «شجره طیبه» در شهرستان میناب را آماج کینه‌توزی خود قرار دادند و ۱۵۶ نفر را که ۱۲۰ نفر از آگاهن دانش‌آموز بودند را به خاک و خون کشیدند.

در این واقعه هولناک، ۱۲۰ دانش‌آموز که سودای سربلندی ایران را در سر داشتند در میان بهت و اندوه به درجه رفیع شهادت رسیدند؛ جنایتی که ماهیت پوشالی مدعیان حقوق بشر را بیش از پیش عیان ساخت و مدرسه را از محیط امن آموختن، به محراب شهادت تبدیل کرد، اما این داغ بزرگ، نه‌تنها بذر یأس نپاشید، بلکه اراده‌ای پولادین در خانواده‌های این شهدا دمید تا روایتگر حقانیتی باشند که دشمنان سعی در مخدوش‌کردن آن داشتند.

خبرنگار آگاه در آستانه بازگشایی مدارس در گفت‌وگوی تفصیلی پای صحبت‌های  «مسعود بارانی»، پدرِ شهید والامقام رضا بارانی نشسته‌ایم؛ پدری که خود یکی از روایتگرانِ خط اول این جنایت است. او نه‌تنها راوی سوگ فرزند خویش که راوی یک تاریخ شفاهی از مقاومت است؛ تاریخی که از کلاس‌های درس مدرسه شجره طیبه آغاز شد و در گلزارهای شهدا امتداد یافت.

در این گفت‌وگو به تبیین سبکِ زندگی این دانش‌آموزان شهید، دغدغه‌های تمدن‌ساز آگاهن و رسالت خانواده‌ها و نظام آموزشی در صیانت از این روایت خواهیم پرداخت.

با ما همراه باشید در بازخوانی خاطرات مردی که داغ فرزند را به بیرقی برای بیداری نسل‌های آینده بدل کرده است.

 خاطرات ماندگار، روایت حقیقت و رسالت پاسداشت یاد شهدای دانش‌آموز میناب

آگاه: با عرض سلام و احترام، لطفاً بفرمایید با توجه به فرارسیدن ماه مهر و بازگشایی مدارس که یادآور خاطرات تلخ و شیرین فرزندان شهید از دست‌رفته شماست، جنابعالی و سایر خانواده‌های معظم شهدا این ایام را چگونه سپری می‌کنید؟

بارانی: بسم‌الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و احترام دارم خدمت شما و تمامی مخاطبان عزیز خبرگزاری آگاه. زندگی ما و تمامی خانواده‌های معظم شهدا در این دوران، عموماً در دو نقطه عطف جریان دارد؛ نخست، محل شهادت عزیزان‌مان در فضای آموزشی و مدرسه شجره طیبه و دوم، مأوای ابدی آن بزرگواران در گلزار شهدای دانش‌آموز. ما در این مکان‌ها گرد هم می‌آییم، خاطرات فرزندان شهیدمان را مرور می‌کنیم و از روحیات، اخلاقیات و فعالیت‌های آن‌ها یاد می‌کنیم. 

واقع امر این است که با فرا رسیدن فصل بازگشایی مدارس، برای بیش از ۹۸ درصد از خانواده‌ها، این ایام مصادف با شور و شوق خرید لوازم‌التحریر، ثبت‌نام دانش‌آموزان در پایه‌ها و کلاس‌های بالاتر است، اما برای ما خانواده‌های شهدا، تداعی‌گر خاطرات و تصاویر آن روزهاست، به همین دلیل، گذران این روزها با سختی و سنگینی خاصی همراه است. با این وجود، این مسئله ابعادی ملی و سرنوشت‌ساز برای آینده کشور دارد؛ چراکه این شهدا، فرزندان این آب‌ و خاک بودند.

آگاه: با توجه به نزدیکی سال تحصیلی و دغدغه‌های نسل نوجوان و دانش‌آموز کشور، چه توصیه‌ای به همسالان فرزند شهیدتان دارید تا بتوانند مسیر علمی و فناوری ایران اسلامی را با قدرت ادامه دهند؟

بارانی: پیام و توصیه اساسی من به تمامی دانش‌آموزان عزیز و همسالان فرزندان شهیدمان این است که هیچ واقعه، رویداد یا مانعی نباید بذر ناامیدی را در دل‌های پاک آن‌ها برویاند.

ما نباید به هیچ عنوان از ادامه مسیر زندگی، تلاش و پویایی دلسرد شویم و نسل نونهال و نوجوان باید با امید، انگیزه و شور و نشاط سرشار به تحصیل علم ادامه دهد و همواره یاد و خاطره فرزندان شهید و رفقای آسمانی‌شان را زنده نگه دارد.

اگر این عزیزان می‌خواهند در این سنین کم، راهی برای پاسداشت یاد رفقای شهیدشان و ادای دین به آن‌ها بیابند، بهترین و اثرگذارترین انتقام، تحصیل علم با بالاترین کیفیت ممکن است.

روایت پدر از پسری که ظهور حضرت مهدی(عج) دغدغه‌ی هر روزش بود/ دست‌های کوچکی که گره‌های بزرگی باز کرد

آرزوی قلبی ما این است که همین دانش‌آموزان عزیز پایه‌های ابتدایی و مقاطع مختلف به‌عنوان آینده‌سازان این مرز و بوم در آینده‌ای نزدیک به مدارج نخبگی دست یافته و سکان‌دار مدیریت و اعتلای علمی و فناوری کشور عزیزمان ایران اسلامی باشند. به امید آن روز.

آگاه: همان‌طور که مستحضرید، در جریان فاجعه تجاوز نظامی رژیم تروریست و جنایتکار آمریکا و رژیم جعلی و کودک‌کُش صهیونیستی، رژیم آمریکای پلید و عناصر متجاوز مرتکب جنایتی هولناک علیه دانش‌آموزان بی‌گناه شدند. به نظر شما، نقش خانواده‌ها و نظام آموزشی در انتقال صحیح روایت مقاومت و شهادت این ۱۲۰ دانش‌آموز عزیز چیست تا در برابر تحریف و وارونه‌سازی دشمنان مصون بماند؟

بارانی: سوال خوبی پرسیدید. خوشبختانه از همان روزهای نخست وقوع این فاجعه دردناک، خانواده‌های داغدیده گردهم آمدند و با تشکیل یک کارگروه تخصصی با عنوان «کارگروه روایت»، گام‌های مؤثری برداشتند.

با توجه به شبهه‌افکنی‌ها و جنگ روانی دشمن در روزهای نخستین که تلاش داشت با دروغ‌پردازی، ماهیت این جنایت را مخدوش جلوه دهد و به دروغ عنوان کند مرکز نظامی است و از این حرف‌های کثیف که لایق دشمنان است، بنابراین ما بر آن شدیم تا اجازه ندهیم خون پاک شهدایمان پایمال شود.

ما خانواده‌های شهدا ـ پدران و مادران داغدیده ـ تصمیم گرفتیم خود پرچمدار روایت حقیقت باشیم، به همین منظور والدین شهدا به نقاط گوناگون کشور اعزام شدند و در اجتماعات مردمی، میادین اصلی شهرها و در مصاحبه با رسانه‌ها و خبرگزاری‌های مختلف، با زبانی صریح و بی‌واسطه، روایت دقیق حادثه مدرسه و ابعاد مظلومیت دانش‌آموزان و معلمان شهیدشان را تبیین کردند.

شکر خدا این اقدام نتیجه‌بخش بود و مشاهده کردیم که رسانه‌های دشمن نیز در برابر این موج مردمی عقب‌نشینی کردند و حقیقت آشکار شد.

آگاه: نقش نظام آموزشی و وزارت آموزش و پرورش را در روایتگری صحیح از جنایت دشمنان آمریکایی ـ صهیونی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بارانی: درخصوص نقش نظام آموزشی و وزارت آموزش و پرورش معتقدم که مسئولان ذیربط باید حتماً زندگینامه، خاطرات و ابعاد مختلف حماسه این دانش‌آموزان را در کتاب‌های درسی و متون آموزشی بگنجانند.

فراموش نکنیم که در این مدرسه، تنها در یک واقعه، ۱۲۰ دانش‌آموز به شهادت رسیدند و ثبت این رویدادها در کتب درسی می‌تواند به خودی خود، صفحه‌ای زرین از تاریخ مقاومت را تا سالیان و قرن‌ها در دل و جان آیندگان زنده و پویا نگه دارد.

آگاه: دغدغه‌ اصلی فرزند شهیدتان در زمان تحصیل چه بود و آیا نشانه‌ای از نبوغ یا آینده‌نگریِ ایشان در مسیر تحصیلی‌اش وجود داشت که برای دانش‌آموزان امروز الهام‌بخش باشد؟

بارانی: فرزند شهید من رضا با وجود سن کم در دو جبهه موازی و بسیار مهم فعالیت می‌کرد که هرکدام حکایت از نگاه بلند او به آینده داشت. نخست در حوزه تحصیل که آرزوی قلبی‌اش کسب دانش فنی و مهندسی برای سازندگی و اعتلای ایران اسلامی بود. دوم در حوزه ورزش که با انتخاب رشته تکواندو سودای قهرمانی ملی و برافراشتن پرچم مقدس جمهوری اسلامی در میادین بین‌المللی را در سر می‌پروراند.

اما آنچه شخصیت او را متمایز می‌کرد، یک رویکرد سوم در کنار این دو جبهه بود و آن، خدمت بی‌منت به محرومان بود. او با وجود سن و سال کم، روحیه‌ای جهادی و خستگی‌ناپذیر داشت.

رضا شخصاً در مناطق محروم حضور می‌یافت و در ارائه خدمات به خانواده‌های کم‌برخوردار پیش‌قدم بود. او رنج و آلام کودکان مناطق محروم را با تمام وجود درک می‌کرد و با انتقال صادقانه این مشکلات به ما، در پی گره‌گشایی از کار آگاهن بود.

این سه شاخصه یعنی «تلاش برای مهندس شدن درراستای سازندگی»، «تلاش برای قهرمانی ورزشی درراستای سربلندی کشور» و «دغدغه‌مندی برای محرومان» به اعتقاد من، سیره عملی او و الگویی قابل تأسی برای نسل امروز است.

آگاه: به‌عنوان پرسش پایانی این بخش، آیا خاطره‌ای ماندگار یا ویژگی بارزی از شهید عزیزتان در ذهن دارید که بتواند برای نسل‌های آینده، درسی اخلاقی و راهگشا باشد؟

بارانی: یکی از ویژگی‌های بارز شهید ما، روحیه عمیق «انتظار فرج» او بود. او به‌شدت دلداده و منتظر ظهور حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف بود. خاطرم هست زمانی که اخبار جنایات دشمنان اسلام را از رسانه‌ها دنبال می‌کرد، با همان زبان پاک و کودکانه خود می‌پرسید: «کی باید بیاید و این کودکان بی‌گناه را از دست ظالمان نجات دهد؟» و سپس ما به زبان کودکی خودش پاسخ می‌دادیم: «ما باید اول متحد شویم، همه مسلمانان باید ید واحده باشند و دعا کنیم که امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ظهور کنند و این دشمنان را نابود سازند.»

این دغدغه، تنها در حد حرف نبود؛ او این «انتظار» را سرلوحه زندگی روزمره خود قرار داده بود. هر روز در مسجد، با خلوص نیت، دعای سلامتی و فرج امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف را قرائت می‌کرد.

رضا با این باور زندگی می‌کرد که ظهور منجی، راه نجات بشر از ظلم ظالمان است. من فکر می‌کنم همین روحیه انتظار فعال و پیوند میان دعا و عمل، بهترین درسی است که نسل آینده می‌تواند از سبک زندگی این شهید فرا بگیرد؛ اینکه در عین تلاش برای پیشرفت علمی و ورزشی، جان و دل خود را با آرمان‌های الهی و انتظار برای برقراری عدالت جهانی پیوند بزنند.

انتهای خبر/277960/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر