پنجشنبه ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
الخميس ٠٩ صفر ١٤٤٨
Thursday 23 July 2026
متن خبر

سیره عملی امام خامنه‌ای، فصل‌الخطاب مدیران از رئیس دانشگاه تا وزیر است

چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵
سیره عملی امام خامنه‌ای، فصل‌الخطاب مدیران از رئیس دانشگاه تا وزیر است
در نشست تخصصی با حضور جمعی از نخبگان، دانشگاهیان و مسئولان استان فارس، به تبیین عمیق و همه‌جانبه مفهوم حکمرانی مدیریتی در اندیشه و سیره عملی رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداخت.

به گزارش خبرگزاری آگاه، حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، در این سخنرانی مشروح، ضمن ترسیم تفاوت‌های بنیادین پارادایم مدیریتی اسلام و غرب، به تشریح مبانی، اصول و در نهایت سیره عملی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در مواجهه با چالش‌های مدیریتی کشور پرداخت و این سیره را الگویی کاربردی برای تمامی سطوح مدیریتی دانست.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در آغاز این نشست شهادت حضرت رقیه (سلام‌الله‌علیها)، را تسلیت گفت و یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی، شهدای جنگ تحمیلی و به‌ویژه امام شهید و شهدای اخیر را گرامی داشت.

خسروپناه در بخش نخست از مباحث نظری، به تفکیک دو واژه کلیدی مدیریت و حکمرانی که در عنوان نشست مطرح شده بود، پرداخت و گفت: مقصود از مدیریت، دانش و هنر به‌کارگیری منابع سازمانی (اعم از منابع انسانی، مالی، فیزیکی و اطلاعاتی) برای دستیابی به اهداف سازمان به شیوه مطلوب است. فعالیت‌های اصلی در علم مدیریت نیز شامل برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، سازماندهی، رهبری و کنترل است.

وی نکته کلیدی در مدیریت را تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دانست و افزود: برنامه‌ریزی‌ها و سازماندهی‌ها مبتنی بر یک سری مبانی و ارزش‌هاست. شما نمی‌توانید تئوری مدیریتی را بیابید که مبتنی بر مبانی و ارزش‌ها نباشد؛ یعنی جهان‌بینی مدیر، مستقیماً بر خروجی تصمیمات او اثر می‌گذارد.

سپس دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به تعریف حکمرانی (Governance) پرداخت و آن را این‌گونه تعریف کرد: حکمرانی یک فناوری نرم اجتماعی است برای تغییر وضع موجود به وضع مطلوب و حل مسئله. این فرآیند از سیاست‌گذاری (Policy Making) آغاز شده، به تنظیم‌گری (قوانین، آیین‌نامه‌ها و تقسیم مسئولیت‌ها)، راهبری و گفتمان‌سازی (برای همراه کردن ذینفعان)، اجرا و در نهایت نظارت و اثرسنجی ختم می‌شود.

۵ بنیان هستی‌شناختی مدیریت در مکتب امام خامنه‌ای

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به تدوین کتاب منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، به تبیین ۵ بنیان اصلی نظام مدیریت در مکتب رهبری پرداخت و گفت: این مبانی دقیقاً در مقابل پارادایم‌های غربی قرار می‌گیرند: توحید و خدا محوری: در مقابل اومانیسم (انسان‌محوری) و اصالت هوای نفس. تکریم و کرامت انسان: نگاه به انسان به عنوان خلیفه الله. تداوم حیات پس از مرگ: پیوند دنیا و آخرت؛ مدیری که دنیا را مزرعه آخرت می‌داند، در تصمیمات دنیوی خود به حساب و کتاب اخروی توجه دارد. استعداد بی‌پایان انسان: باور به قابلیت رشد و تعالی. جریان و سیر کلی عالم به سوی حاکمیت حق: مدیر توحیدی مراقب است جامعه را گرفتار باطل کند، زیرا به سنت الهی و پیروزی نهایی حق (با ظهور حضرت ولی‌عصر (عج) و همراهی حضرت مسیح و انبیای دیگر) باور دارد. فرعون، قارون، نمرود و هامان در مسیر باطل بودند و خداوند آنها را به زمین زد، زیرا حق همواره پیروز است.

وی تأکید کرد: سبک مدیریتی کسی که اصالت را به هوای نفس می‌دهد (مدل استکبار جهانی که در گذشته، حال و آینده وجود دارد) با کسی که خدا و کرامت انسان را محور قرار می‌دهد، زمین تا آسمان تفاوت دارد.

۸ اصل راهبردی در نظام مدیریت انقلابی

خسروپناه در ادامه، ۸ اصل استخراج‌شده از فرمایشات امام خامنه‌ای برای نظام مدیریت را برشمرد: ایمان روشن‌بینانه و استوار (دور از خرافه‌گرایی و سست‌اندیشی) همراه با هویت اسلامی-انقلابی. عدالت‌محوری، حفظ استقلال (سیاسی، اقتصادی و فرهنگی)، تقویت خودباوری و اعتمادبه‌نفس ملی، جهاد علمی (تولید علم)، تثبیت و تأمین آزادی و آزاداندیشی، اصلاح و تصحیح روش‌ها و شکوفایی اقتصادی.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از سخنانش به ارکان حکمرانی پرداخت و دو ویژگی بارز آن در اندیشه رهبر شهید را تشریح کرد.

خسروپناه گفت: برخی حکمرانی را صرفاً دولتی، برخی بخش خصوصی و برخی جامعه مدنی می‌دانند، اما در حکمرانی مطلوب، توده مردم از سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری تا اجرا و نظارت نقش داشتند. امام شهید همواره تأکید داشتند که نخبگان و مردم باید در این فرآیند مشارکت داشته باشند.

وی با یک تمایز ظریف علمی افزود: فرق است بین "تسهیل" و "تولرانس". تسهیل‌گری یعنی طراحی قوانین و فرآیند‌هایی که مسئله سریع‌تر حل شود و پیچیدگی‌ها و گرفتاری ذینفعان کاهش یابد. این به معنای رها کردن امور به هر جهت نیست، بلکه به معنای توزیع درست منابع است تا ذینفعان بتوانند آن را اجرا کنند.

خسروپناه با بیان اینکه این سیره برای هر مدیری، از رئیس یک گروه دانشگاهی و رئیس دانشکده گرفته تا رئیس دانشگاه و وزیر، به‌شدت درس‌آموز است، گفت: اولین و مهم‌ترین نکته در سیره عملی رهبری در حکمرانی مدیریتی این است که ایشان واقعاً خدا را حاضر و ناظر می‌دیدند؛ همان‌گونه که امام راحل (ره) نیز این‌گونه بودند.

وی تأکید کرد: مدیری که خودش را در محضر خدا بداند و قیامت را جلو چشمان خود ببیند، سبک تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌اش کاملاً متفاوت است. وقتی می‌خواهید در کمیسیون ممیزه برای ارتقای کسی تصمیم بگیرید، یا در جذب هیئت علمی داوری کنید، یا سر کلاس درس بروید، اگر خدا را شاهد و ناظر بدانید، رفتار شما تغییر می‌کند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه انسانی که خدا را مدنظر داشته باشد و قیامت را همواره پیش روی خود ببیند، به‌راحتی مسئولیتی را که از عهده آن برنمی‌آید، نمی‌پذیرد، اظهار کرد: من همواره و در همه محافل، از جمله در جمع مدیران گزینش، تأکید کرده‌ام که مهم‌ترین معیار برای گزینش افراد، برخورداری از "تقوای مسئولیت‌پذیری" است. مدیر باید برای انجام مسئولیت خود وقت بگذارد و آن را به‌درستی به سرانجام برساند.

خسروپناه با اشاره به ادبیات و رویکرد مدیریتی شهید امام خامنه‌ای در نقد کم‌کاری و سطحی‌نگری، خاطرنشان کرد: شهید امام خامنه‌ای همواره بر اصل "مردی و کاری" تأکید داشتند. مگر استادان، مدیران، معلمان، کارمندان و کسبه کشور ما به خدا و قیامت اعتقاد نداشتند؟ قطعاً داشتند؛ اما چرا این اعتقاد همواره در رفتار و کنش آگاهن نمود پیدا نمی‌کرد؟ ایشان ریشه این مسئله را در "بینش" می‌دانستند؛ بینشی که باید به کنش عملی تبدیل می‌شد و این، نخستین نکته در سیره مدیریتی ایشان بود.

رصد لحظه‌به‌لحظه مرز‌های دانش و گفتمان‌سازی اسناد ملی

خسروپناه در ادامه، مشورت با صاحب‌نظران و نخبگان را دومین ویژگی بارز سیره مدیریتی امام خامنه‌ای برشمرد و گفت: ایشان همواره بر علم و فناوری تأکید داشته و مرتباً از دانشمندان فعال در مرز‌های دانش پیگیری می‌کنند که امروز مرز دانش کجاست. اگر دیروز سلول‌های بنیادی، هسته‌ای، بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی مرز دانش بود، امروز مقولات جدیدی مانند هوش مصنوعی، کوانتوم و میکروالکترونیک مطرح شده است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به خروجی این نگاه راهبردی، افزود: بلافاصله پس از مشورت با نخبگان، گفتمان‌سازی آغاز می‌شد و رهبری از نهاد‌هایی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی مطالبه می‌کردند که اسناد ملی این حوزه‌ها تدوین شود. بحمدالله در سه سال اخیر، شورای عالی انقلاب فرهنگی هم سند ملی هوش مصنوعی و هم سند کوانتوم را تدوین و تصویب کرده است. اسنادی مانند امنیت غذایی و انرژی‌های پاک نیز در همین راستا قرار دارند. این نشان می‌دهد که مدیر تراز انقلاب، علاوه بر عقلانیت فردی، از "عقلا" نیز مشورت می‌گیرد و جمع‌بندی نظرات مشورتی را تا حصول نتیجه پیگیری می‌کند.

حکمت نظری در خدمت حکمت عملی؛ عبور از نظریه‌شناسی به نظریه‌پردازی

وی در بخش دیگری از سخنانش به یکی از چالش‌های فضای آکادمیک و مدیریتی کشور اشاره کرد و گفت: ویژگی سوم سیره مدیریتی رهبری، پیوند نظر و عمل است. برخی افراد وقتی به ضرورتی می‌رسند، صرفاً به یک توصیه اخلاقی بسنده می‌کنند، اما امام خامنه‌ای وقتی به ضرورتی می‌رسیدند، آن‌قدر پیگیری می‌کردند تا آن ضرورت به مرحله عمل و اجرا برسد. ایشان حکمت نظریات را به حکمت عملی متصل می‌کردند.

خسروپناه با انتقاد از پدیده نظریه‌شناسی در دانشگاه‌ها، تصریح کرد: ما در کشور نظریه‌پرداز کم داریم و بیشتر "نظریه‌شناس" داریم؛ افرادی که نظریات گیدنز، پارسونز، هابرماس و دیگران را آموخته‌اند و در کلاس درس تدریس می‌کنند. اما امام خامنه‌ای خودشان نظریه‌پرداز بودند؛ نظریه فرهنگی، نظریه سبک زندگی و ده‌ها نظریه راهبردی دیگر از ایشان وجود دارد. ایشان نظریه‌ها را در کتابخانه حبس نمی‌کردند، بلکه آنها را در میدان عمل محقق می‌ساختند. نظریه‌ای که در مقام عمل تحقق‌پذیر نباشد، ارزشی ندارد.

خسروپناه توضیح داد: در این روش، ایشان در دیدار‌های عمومی با نخبگان، اساتید دانشگاه، دانش‌آموزان المپیادی و طلاب، ضرورت‌های کلان علم و فناوری را مطرح می‌کردند. مطالباتی مانند تدوین نقشه جامع علمی کشور، به‌روزرسانی این نقشه، تدوین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، جایگاه ویژه در حوزه کوانتوم و هسته‌ای و رسیدن به جمع ۱۰ کشور برتر در هوش مصنوعی، از طریق همین روش قیاسی مطرح می‌شد. این گفتمان‌سازی آن‌قدر تکرار می‌شد تا یک جریان خودجوش در بدنه علمی کشور شکل بگیرد؛ همان‌طور که در حوزه تحول و قرآنی‌سازی علوم انسانی شاهد بودیم که اساتید دانشگاه و حوزه به صورت خودجوش به سمت تولید کتب و تحقیقات در حوزه‌های روانشناسی اسلامی، جامعه‌شناسی اسلامی و اقتصاد اسلامی حرکت کردند.

وی روش دوم را روش استقرایی نامید و گفت: در این روش، رهبری شخصاً محققان و دانشمندانی را که در یک حوزه خاص در حال کار بودند شناسایی می‌کردند، با آنها ملاقات برگزار می‌کردند، از نزدیک کارشان را می‌دیدند و تا به ثمر نشستن آن طرح، از آگاهن حمایت و دستگیری می‌کردند.

خسروپناه برای تبیین روش استقرایی، خاطره‌ای از دوران آغازین علم سلول‌های بنیادی در ایران و نقش کلیدی رهبری در حمایت از زنده‌یاد دکتر کاظمی آشتیانی را روایت کرد.

وی گفت: در حوزه سلول‌های بنیادی، مرحوم دکتر کاظمی آشتیانی که تحصیلات خود را در انگلستان گذرانده و دانش زیست‌فناوری را آموخته بود، اعلام کرد که می‌تواند در این حوزه در ایران کار کند و به نتایج جهانی برسد. آیا باورتان می‌شود که وزیر بهداشت وقت و جمعی از صاحب‌نظران، نامه‌ای به محضر رهبری نوشتند و حضوری خدمت ایشان رسیدند و با خلوص نیت و بر اساس تشخیص کارشناسی خود گفتند: "آقا! این کار در ایران شدنی نیست"؟ آنها غرضی نداشتند، صرفاً تشخیصشان این بود که زیرساخت آن در کشور وجود ندارد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود:، اما این جوان دانشمند (که متأسفانه در سنین پایین از دنیا رفت) در جهاد دانشگاهی یک اتاق کوچک در اختیار داشت و کار را شروع کرده بود. در این شرایط حساس، امام خامنه‌ای به جای همراهی با بوروکراسی مدیریتی و حرف‌های دلسردکننده، شخصاً از این جوان حمایت کردند، پشت او ایستادند و تا زمان به ثمر نشستن این تحقیقات، از او پشتیبانی کردند. امروز افتخار ایران در حوزه سلول‌های بنیادی مدیون همین نگاه استقرایی و حمایت قاطع رهبری از نخبگان در برابر موانع اداری است.

وی این الگو را در سایر حوزه‌های راهبردی نیز تکرار‌شده دانست و افزود: همین روش استقرایی در حوزه هسته‌ای با حمایت از شهیدان بزرگواری، چون محسن فخری‌زاده، مسعود علی‌محمدی، مجید شهریاری و مصطفی احمدی‌روشن و شهید طهرانچی پیاده شد. در حوزه تحقیقات موشکی نیز حمایت از شهید حسن تهرانی‌مقدم و سردار حاجی‌زاده دقیقاً از همین شیوه حکمرانی مدیریتی نشأت گرفت. آقا حتی این شیوه را در حوزه‌های نوظهوری مانند هوش مصنوعی و کوانتوم نیز با قوت آغاز کردند.

روایتی از پشت صحنه: دستور فوری رهبری برای اجرای ۴ پیشنهاد کلیدی در حوزه کوانتوم

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در این بخش به تجربه‌ای شخصی از تعامل مستقیم با دفتر رهبری اشاره کرد و گفت: به عنوان یک نمونه عینی، پس از یک دوره ۱۲ روزه حساس، گزارشی دقیق از وضعیت فناوری کوانتومی (شامل سنسور‌های کوانتومی، کامپیوتر‌های کوانتومی و...) را خدمت آقا ارائه دادم و در ادامه، چهار پیشنهاد مشخص برای جهش در این حوزه مطرح کردم. نکته شگفت‌انگیز این بود که امام شهید (مدظله‌العالی) هر چهار پیشنهاد را بررسی و بلافاصله به مراجع ذی‌ربط دستور دادند که این موارد اجرایی شود. این یعنی حکمرانی که در جزئیات دانش حضور دارد و موانع را با دستور قاطع برمی‌دارد.

وی خاطره دیگری از دهه ۸۰ شمسی را نیز بازگو کرد: ما تصمیم گرفتیم در خصوص فلسفه کار ویژه انجام دهیم، زیرا معتقد بودیم تحول در علوم انسانی از این مسیر می‌گذرد. این موضوع را در جلسه‌ای خصوصی خدمت آقا عرض کردم. ایشان نه تنها استقبال کردند، بلکه مرتباً پیگیری می‌کردند که "کار به کجا رسید؟ ". این پیگیری‌های استقرایی باعث شد تا دو جلد کتاب با عنوان "فلسفه‌های مضاف" منتشر شود. حتی وقتی به این جمع‌بندی رسیدم که اولین گام، تدوین "فلسفه فلسفه اسلامی" است، باز هم حضرت آقا چندین بار جویای نتیجه و ثمره این کار شدند.

سانتریفیوژ‌ها و تزریق اعتمادبه‌نفس در اوج تحریم

خسروپناه با اشاره به اهمیت فناوری سانتریفیوژ که نه تنها در صنعت هسته‌ای، بلکه در سازمان انتقال خون، بهداشت و دفاع نیز کاربرد‌های حیاتی و متنوعی دارد، گفت: ما صد‌ها نوع سانتریفیوژ نیاز داشتیم و در دهه ۷۰ به دلیل تحریم‌ها، هیچ‌کدام را به ما نمی‌فروختند. در این شرایط، یکی از پیشگامان این عرصه تصمیم گرفت این فناوری را بومی‌سازی کند. وقتی نمایشگاهی از دستاورد‌های این تلاش در حسینیه امام خمینی (ره) برپا شد، حضرت آقا شخصاً برای بازدید حضور یافتند. این حضور، مصداق بارز حکمرانی مدیریتی به روش استقرایی بود؛ ایشان با این کار به این افراد اعتمادبه‌نفس تزریق کردند تا با قدرت پیش بروند.

وی در جمع‌بندی این بخش، دو روش مدیریتی رهبری را این‌گونه خلاصه کرد: روش قیاسی (گفتمان‌سازی کلان): بیان اصول کلی در دیدار‌های نخبگانی مانند: «ما می‌توانیم»، «ما توانایی داریم»، تأکید بر نقش «جوان مومن انقلابی»، تکیه بر «عقلانیت» و ابداع و ترویج اصطلاح راهبردی «جهاد علمی». این گفتمان‌سازی آن‌قدر تکرار می‌شود تا موتور محرک جامعه روشن شود. روش استقرایی (حمایت خرد و موردی): شناسایی تک‌تک افراد و تیم‌های نخبگانی، تشویق مستقیم، حمایت مالی و معنوی، و معرفی آنها به سازمان‌ها برای تسهیل کار.

اعتماد عمیق به مردم؛ تفاوت مردمی بودن با مردم‌شناس بودن

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه به یکی از ظریف‌ترین نکات سیره مدیریتی رهبری اشاره کرد و گفت: نکته بسیار مهم دیگر، اعتماد شدید آقا به مردم بود. برخی تصور می‌کنند حکمرانی مردمی یعنی صرفاً شعار دادن، اما امام خامنه‌ای هم مردمی بودند و هم مردم‌شناس. ایشان مردم را به‌خوبی می‌شناسند، به آنها اعتماد دارند و کار را به خود مردم می‌سپردند.

خسروپناه افزود: بسیاری از حکمرانان فقط در زمان راهپیمایی‌ها به مردم نیاز دارند، اما آقا واقعاً اعتقاد داشتند که اگر مردم در عرصه‌های مختلف مبعوث (مامور و توانمند) شوند، می‌توانند مسائل را حل کنند، گره‌ها را باز کنند و درد‌ها را درمان نمایند. در این میان، ایشان به‌طور ویژه و باورنکردنی به جوان مومن انقلابی و در میان جوانان به نخبگان اعتماد و اعتقاد راسخ دارند.

ساختارسازی چابک؛ میان‌بری برای عبور از بوروکراسی طولانی مجلس

خسروپناه ساختارسازی را از دیگر ویژگی‌های بارز مدیریت رهبری برشمرد و آن را با سیره امام راحل مقایسه کرد: همان‌طور که امام خمینی (ره) برای حل مسائل، نهاد‌هایی مانند سپاه و کمیته امداد را تأسیس کردند، امام خامنه‌ای نیز با درک نیاز‌های زمانه، دستور تأسیس بنیاد ملی نخبگان و بنیاد ملی علم ایران را صادر کردند.

وی با تشریح فرآیند هوشمندانه ساختارسازی در نظام حکمرانی، خاطرنشان کرد: شهید امام خامنه‌ای افزون بر ابلاغ سیاست‌های کلان، در مواردی که نیازمند تدوین سیاست‌های اجرایی بود، موضوعات را به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارجاع می‌دادند تا پس از بررسی‌های کارشناسی، به تصویب برسد. به گفته وی، این رویکرد با هدف پرهیز از طولانی شدن فرآیند‌های تصمیم‌گیری و جلوگیری از گرفتار شدن مسائل در پیچ‌وخم‌های اداری و تقنینی اتخاذ می‌شد تا سیاست‌های راهبردی با سرعت و کارآمدی بیشتری به مرحله اجرا برسند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به برخی مسائل مهم حوزه آموزش که سال‌ها درگیر اختلاف‌نظر‌ها و فرآیند‌های طولانی تصمیم‌گیری بودند، اظهار کرد: در چنین مواردی، با هدایت شهید امام خامنه‌ای و واگذاری موضوع به شورای عالی انقلاب فرهنگی، زمینه برای جمع‌بندی کارشناسی و اتخاذ تصمیم نهایی فراهم شد و بسیاری از گره‌های سیاست‌گذاری گشوده شد.

وی در ادامه با تأکید بر ضرورت تبعیت عملی از تصمیمات و سیاست‌های کلان نظام، افزود: ممکن است در فرآیند‌های تصمیم‌گیری، دیدگاه‌های کارشناسی متفاوتی وجود داشته باشد، اما پس از طی شدن مسیر قانونی و اتخاذ تصمیم نهایی، انتظار می‌رود همه مسئولان و نهاد‌ها در چارچوب مصالح کشور از آن حمایت کنند. به گفته وی، اگر انگیزه‌های شخصی، سیاسی یا جناحی بر منافع عمومی و مصالح نظام غلبه کند، تصمیم‌گیری‌های کلان با چالش مواجه خواهد شد و این امر با روحیه مسئولیت‌پذیری و حکمرانی مطلوب سازگار نیست.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه ساختارسازی یکی از ارکان اصلی مکتب مدیریتی شهید امام خامنه‌ای بود، اظهار کرد: ایشان علاوه بر ایجاد و تقویت ساختار‌های راهبردی، همواره از این نهاد‌ها حمایت می‌کردند تا بتوانند نقش خود را در حل مسائل کشور ایفا کنند. به گفته وی، استمرار و پشتیبانی از ساختار‌های تصمیم‌ساز، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حکمرانی مدیریتی ایشان به شمار می‌رفت.

خسروپناه با اشاره به جایگاه حقوقی شورای عالی انقلاب فرهنگی، افزود: شهید امام خامنه‌ای در پاسخ به استعلام‌های مطرح‌شده درباره حدود اختیارات این شورا، بر اعتبار و جایگاه قانونی مصوبات آن تأکید داشتند و تصریح کرده بودند که این مصوبات در حکم قانون است. از این‌رو، همه دستگاه‌ها و نهاد‌های کشور باید در چارچوب این جایگاه قانونی عمل کنند و از هرگونه اقدامی که به تضعیف یا خدشه‌دار شدن مصوبات شورا بینجامد، پرهیز کنند.

وی ادامه داد: در دوره‌های مختلف، هرگاه درباره حدود اختیارات شورا یا نحوه اجرای مصوبات آن ابهام یا اختلاف‌نظری ایجاد شده است، با رجوع به رهنمود‌های شهید امام خامنه‌ای، بر همان مبانی و اصول پیشین تأکید شده تا از بروز برداشت‌های سلیقه‌ای جلوگیری شود و انسجام در نظام تصمیم‌گیری کشور حفظ شود.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در جمع‌بندی سخنان خود خاطرنشان کرد: این تجربه‌ها نشان می‌دهد که حکمرانی مدیریتی در مکتب شهید امام خامنه‌ای صرفاً به ارائه رهنمود‌های کلی محدود نبود، بلکه بر سه اصل استوار بود؛ تشخیص دقیق مسائل و ارجاع آنها به نهاد‌های تخصصی، حمایت مستمر از ساختار‌های قانونی و نخبگانی برای پیشبرد مأموریت‌های خود، و تثبیت جایگاه حقوقی این ساختار‌ها از طریق ابلاغ سیاست‌ها و احکام راهبردی به‌منظور ایجاد انسجام و جلوگیری از تفسیر‌های سلیقه‌ای در فرآیند حکمرانی.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به حمایت مستمر شهید امام خامنه‌ای از شورای عالی انقلاب فرهنگی، اظهار کرد: این حمایت صرفاً در سطح تأکیدات نظری نبود، بلکه در مقاطع مختلف با ابلاغ رهنمود‌ها و دستورات لازم، جایگاه حقوقی و اجرایی شورا مورد تأکید قرار گرفت و زمینه برای اجرای مؤثر مصوبات آن فراهم شد.

وی با بیان اینکه بسیاری از نهادها، اسناد راهبردی و سیاست‌های کلان علم، فرهنگ و فناوری کشور در پرتو این رویکرد شکل گرفته یا توسعه یافته‌اند، افزود: بخش مهمی از پیشرفت‌های کشور در حوزه‌های علمی، فناوری و فرهنگی، حاصل سیاست‌گذاری‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی و حمایت‌های راهبردی شهید امام خامنه‌ای از این نهاد است.

خسروپناه با تشریح الگوی حکمرانی مدیریتی شهید امام خامنه‌ای، گفت: در این الگو، شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئول تدوین سیاست‌های کلان، ساختارسازی، راهبری، نظارت و ارزیابی است و اجرای این سیاست‌ها بر عهده دستگاه‌های اجرایی قرار دارد. به گفته وی، این تفکیک وظایف، موجب افزایش کارآمدی نظام حکمرانی و انسجام در سیاست‌گذاری می‌شود.

وی یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته سیره مدیریتی شهید امام خامنه‌ای را توجه ویژه به نخبگان، دانشمندان و سرمایه انسانی کشور دانست و افزود: تکریم نخبگان، حمایت از ظرفیت‌های علمی و ایجاد انگیزه برای نقش‌آفرینی آگاهن، همواره از اصول ثابت مدیریتی ایشان بوده است. در عین حال، ایشان در تعامل با مدیران، ضمن حفظ احترام، بر مسئولیت‌پذیری، انضباط و پاسخگویی تأکید داشتند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، نظم، برنامه‌ریزی و اهتمام به دانش‌افزایی مستمر را از دیگر شاخصه‌های شخصیتی شهید امام خامنه‌ای برشمرد و اظهار کرد: مدیریت زمان، استمرار در مطالعه، توجه به معارف دینی، ارتباط مستمر با اقشار مختلف جامعه و پیگیری دقیق امور، از ویژگی‌هایی بود که در سیره مدیریتی ایشان نمود آشکاری داشت.

وی همچنین با اشاره به اهمیت خانواده در این مکتب مدیریتی، گفت: شهید امام خامنه‌ای همواره بر ایجاد توازن میان مسئولیت‌های اجتماعی، مدیریتی و خانوادگی تأکید داشتند و این رویکرد را در عمل نیز به نمایش گذاشتند. به اعتقاد وی، توجه به تربیت نسل جوان و نقش خانواده در پرورش مدیران آینده، از ارکان این نگاه محسوب می‌شود.

خسروپناه در ادامه، استکبارستیزی، استقلال‌خواهی و مقاومت را از اصول بنیادین اندیشه سیاسی شهید امام خامنه‌ای دانست و افزود: در عین تأکید بر استقلال کشور، ایشان همواره تعامل سازنده با جهان را در چارچوب اصول «عزت، حکمت و مصلحت» مورد توجه قرار می‌دادند و این سه اصل را مبنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌دانستند.

وی با اشاره به اهتمام شهید امام خامنه‌ای به نسل جوان، خاطرنشان کرد: تأکید بر علم‌آموزی، پژوهش، ورزش، مطالعه و تقویت توانمندی‌های نسل جوان، از محور‌های ثابت توصیه‌های ایشان بود و نشان می‌داد که توسعه کشور را در گرو سرمایه‌گذاری بر نیروی انسانی می‌دانستند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان از تدوین مجموعه‌ای پژوهشی درباره الگوی حکمرانی علم و فرهنگ در مکتب شهید امام خامنه‌ای خبر داد و گفت: این مجموعه با هدف استخراج، دسته‌بندی و تبیین نظام‌مند دیدگاه‌ها و رهنمود‌های ایشان در حوزه‌های مختلف علم، فرهنگ و حکمرانی تهیه شده و می‌تواند منبعی برای پژوهشگران و سیاست‌گذاران در شناخت ابعاد مختلف این مکتب مدیریتی باشد.

انتهای خبر/263810/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر