سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
الثلاثاء ٢٦ ربیع‌الاول ١٤٤٨
Tuesday 08 September 2026
متن خبر

روایت قاسم تبریزی از ۱۷ شهریور/ آمریکا پشت شاه ایستاد، مردم عقب ننشستند

سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
روایت قاسم تبریزی از ۱۷ شهریور/ آمریکا پشت شاه ایستاد، مردم عقب ننشستند
واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ یکی از نقاط عطف در روند فروپاشی رژیم پهلوی بود؛ کشتاری که نه‌تنها ماهیت سرکوبگر حکومت شاه را آشکار کرد، بلکه برخلاف محاسبات حاکمیت و حامیان خارجی آن، به گسترش اعتراضات و شتاب گرفتن روند انقلاب اسلامی انجامید و ضعف ساختاری رژیم پهلوی را بیش از پیش نمایان ساخت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آگاه، واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، که در تاریخ انقلاب اسلامی به «جمعه سیاه» شهرت یافته است، یکی از نقاط عطف در روند شتاب‌گرفتن اعتراضات مردمی علیه حکومت پهلوی به شمار می‌رود. در فاصله چند ماه، اعتراض‌هایی که از شهر‌های مختلف آغاز شده بود، به تظاهرات گسترده و سراسری تبدیل شد و پس از کشتار ۱۷ شهریور، شکاف میان مردم و حکومت بیش از پیش آشکار شد. اهمیت این واقعه تنها به شمار قربانیان یا حوادث میدان ژاله محدود نمی‌شود؛ ۱۷ شهریور را باید در متن مجموعه‌ای از تحولات سیاسی، اجتماعی و مذهبی سال ۱۳۵۷ بررسی کرد؛ تحولاتی که سرانجام چند ماه بعد به سقوط سلطنت پهلوی انجامید.

با گذشت نزدیک به پنج دهه از آن روز، اهمیت بازخوانی اسناد و روایت‌های تاریخی درباره ۱۷ شهریور همچنان پابرجاست؛ به‌ویژه در شرایطی که برخی جریان‌های سلطنت‌طلب و پهلویست، با روایت‌هایی گزینشی و گاه تحریف‌شده، تلاش می‌کنند تصویری متفاوت از ساختار سیاسی و عملکرد حکومت پهلوی ارائه کنند. شناخت دقیق این دوره، بدون بررسی نسبت حکومت با مردم، نقش نهاد‌های امنیتی و نظامی، وابستگی‌های خارجی و واکنش رژیم به اعتراضات عمومی ممکن نیست.

در چنین شرایطی، بازخوانی روایت پژوهشگران تاریخ معاصر می‌تواند به تفکیک واقعیت‌های تاریخی از روایت‌های سیاسی و نوستالژیک کمک کند. قاسم تبریزی، پژوهشگر تاریخ معاصر، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آگاه، ۱۷ شهریور را در پیوند با تحولات ماه‌های منتهی به انقلاب بررسی کرده و معتقد است این واقعه، علاوه بر سرعت بخشیدن به حرکت انقلابی مردم، ضعف و فرسودگی ساختار حکومت پهلوی را نیز آشکار کرد.

شریف امامی؛ آخرین تلاش پهلوی برای مهار موج انقلاب

تبریزی درباره شرایط سیاسی منتهی به واقعه ۱۷ شهریور و روی کار آمدن جعفر شریف امامی می‌گوید: «پنجم شهریورماه ۱۳۵۷ و در شرایطی که ایران در تب و تاب انقلاب می‌سوخت، جعفر شریف امامی به جای جمشید آموزگار نخست‌وزیر شد. خود جمشید آموزگار که طبق اسناد ساواک از عناصر وابسته به سازمان سیا است، در مردادماه ۱۳۵۶ توسط شاه جایگزین امیرعباس هویدا شده بود تا شاید نارضایتی‌های مردمی فروکش کند که در این امر ناموفق بود.»

او ادامه می‌دهد: «در پی ناکامی آموزگار و وخیم شدن اوضاع سیاسی، شاه به این نتیجه رسید که بهتر است شریف امامی را که رئیس بالاترین نهاد قانونی نظام شاهنشاهی، یعنی مجلس سنا بود، به نخست‌وزیری انتخاب کند تا بار سنگین مخالفت‌ها کاهش پیدا کند.»

روایت قاسم تبریزی از ۱۷ شهریور؛ آمریکا پشت شاه ایستاد، مردم عقب ننشستند

به گفته این پژوهشگر تاریخ معاصر، شریف امامی علاوه بر جایگاه سیاسی خود، ارتباطات خاصی نیز داشت: «شریف امامی در عین حال استاد اعظم فراماسونری بود و ده‌ها لژ فراماسونری زیر نظر او اداره می‌شد. آمریکا و انگلیس هم درباره توانایی و موقعیت سیاسی او توافق داشتند.»

تبریزی با اشاره به شعار‌ها و اقدامات دولت جدید می‌گوید: «شریف امامی با رویکرد دولت آشتی ملی و شعار‌هایی نظیر مبارزه با فساد، دفاع از اسلام و بازگرداندن تقویم اسلامی به جای تقویم شاهنشاهی، بالا بردن حقوق کارمندان و تقویت ارتباط با روحانیون روی کار آمد و حتی تصمیم داشت هیأتی برای سفر به نجف و دیدار با امام خمینی اعزام کند، اما این اقدامات هم تأثیری در بهبود اوضاع نداشت.»

او می‌افزاید: «امام خمینی به صراحت اعلام کرد که رژیم شاه در حال فروپاشی بوده و دولت آشتی ملی و شعارهایش فریبی بیش نیست و مردم همچنان اتحاد و اتفاقشان را حفظ کنند، چرا که رژیم رفتنی است.»

سردرگمی حکومت در برابر موج انقلاب

تبریزی درباره جابه‌جایی‌های مکرر در ساختار دولت و مشاوره‌های سیاسی به شاه در ماه‌های پایانی سلطنت پهلوی معتقد است: «فراموش نکنیم که در سال ۱۳۵۷ عمدتاً این سفرای آمریکا و انگلیس بودند که به شاه مشاوره سیاسی می‌دادند و البته از بین سیاسیون و درباری‌ها می‌توانیم به چهره‌هایی همچون احسان نراقی، سیدحسین نصر و رضا قطبی هم اشاره کنیم که در زمره حلقه مشاوران فرح بودند.»

او این وضعیت را نشانه‌ای از ضعف و سردرگمی ساختار حاکم می‌داند و می‌گوید: «ناتوانی و سردرگمی شاه در این موقعیت به گونه‌ای بود که حتی آمریکایی‌ها قصد ایجاد شورای سلطنت را داشتند تا از این طریق زمام امور را به دست بگیرند. برخی صاحب‌نظران دلیل این وضعیت را بیماری و بعضی هم یأس و ناامیدی شاه می‌دانند، ولی آنچه مسلم است رژیم در حال فروپاشی بود.»

تبریزی با اشاره به انتقال سرمایه‌ها از کشور در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی می‌افزاید: «خصوصاً از اوایل سال ۱۳۵۷ طبق اسنادی که داریم، بسیاری از رجال سیاسی و نظامی ثروتشان را به اروپا و آمریکا منتقل کردند. آنهایی که در رده‌های میانی ساختار سیاسی بودند و حساسیتی رویشان نبود و برخی سرمایه‌داران بزرگ، زودتر رفتند. بقیه هم قصد خروج از کشور را داشتند.»

زمینه‌های اجتماعی و سیاسی ۱۷ شهریور

این پژوهشگر تاریخ معاصر، برای توضیح زمینه وقوع ۱۷ شهریور، بر فضای مذهبی و سیاسی ماه رمضان تأکید می‌کند: «به عوامل زیادی می‌توان اشاره کرد، اما مهم‌ترین نکته این است که واقعه هفدهم شهریورماه چند روز پس از پایان ماه مبارک رمضان اتفاق می‌افتد. در ماه رمضان آن سال، خطیبان و روحانیون انقلابی در مساجد و اماکن مذهبی، به صورت همزمان سه محور را پیگیری کردند: اول، بیان مسائل و اهداف انقلاب اسلامی و رسالت انقلابی مردم بر اساس مبانی ایدئولوژیک؛ دوم، افشاگری علیه آمریکا، انگلیس و اسرائیل؛ و سوم، پافشاری بر این مسأله که شاه باید برود و مردم مسلمان ایران سلطنت را نمی‌خواهند.»

به گفته تبریزی، «در این یک ماه، فعالیت‌های دینی با محوریت رویکرد انقلابی اوج گرفت که تجلی آن در سیزدهم شهریورماه و راهپیمایی معروف پس از نماز عید فطر بود که به امامت شهید دکتر مفتح در تپه‌های قیطریه برگزار شد.»

او درباره ابعاد این راهپیمایی می‌گوید: «پس از نماز، جمعیت میلیونی از شمال شهر در قالب راهپیمایی آرام به طرف جنوب حرکت کردند که نظم راهپیمایان در نوع خود جالب بود، به گونه‌ای که ارتشی‌ها هم تحت تأثیر این راهپیمایی مسالمت‌آمیز قرار گرفتند. البته در سایر شهر‌ها و شهرستان‌ها هم نماز عید فطر همین گونه بود، اما به هر حال طبیعی بود که در تهران حالت گسترده‌تری داشته باشد و خود را بیشتر نشان دهد.»

تبریزی ادامه می‌دهد: «انعکاس راهپیمایی عید فطر در داخل و خارج این بود که گفته شد مردم ایران با یک رفراندوم آرام اعلام کردند که نظام پهلوی را نمی‌خواهیم.»

او سپس به راهپیمایی روز ۱۶ شهریور اشاره می‌کند: «سه روز بعد، در پنج‌شنبه شانزدهم شهریورماه، بار دیگر جمعیتی نزدیک به ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر از منطقه سیدخندان به طرف جنوب شهر حرکت کردند، نماز را در پیچ شمیران خواندند و از آنجا به نقاط مختلف تقسیم شدند. راهپیمایان در این روز، موعد راهپیمایی بعدی را هشت صبح فردا، جمعه ۱۷ شهریورماه، در میدان ژاله تعیین کردند. رژیم که احساس می‌کرد این حرکت دیگر قابل کنترل نیست، ساعت ۱۰ شب در ۱۵ شهر اعلام حکومت نظامی کرد.»

روایت قاسم تبریزی از ۱۷ شهریور؛ آمریکا پشت شاه ایستاد، مردم عقب ننشستند

۱۷ شهریور؛ از میدان ژاله تا آشکار شدن ضعف رژیم پهلوی

تبریزی درباره آنچه صبح ۱۷ شهریور در میدان ژاله رخ داد، می‌گوید: «صبح ۱۷ شهریورماه وقتی جمعیت وارد میدان ژاله شد، نیرو‌های ارتش در ضلع شمال‌شرقی میدان و در داخل و اطراف ساختمان شرکت برق مستقر شده بودند. با جمع شدن بیشتر مردم و پراکنده نشدن آنها فرمان آتش صادر شد و به طرف آنها تیراندازی صورت گرفت.»

او این حادثه را «یک قتل عام» توصیف می‌کند و ادامه می‌دهد: «تظاهرکنندگان پراکنده می‌شوند، بخشی به سمت میدان فوزیه، میدان امام حسین فعلی، می‌روند، تعدادی به سمت میدان بهارستان و بخش دیگری به سمت فرح‌آباد، خیابان پیروزی فعلی، اما تظاهرات و درگیری‌ها تا غروب ادامه پیدا می‌کند. تعداد زیادی هم زخمی می‌شوند که عمدتاً در خانه‌های اطراف پناه می‌گیرند تا مبادا به دست ساواک بیفتند.»

در پاسخ به بحث درباره اختلاف آمار قربانیان، تبریزی می‌گوید: «کشتار بسیار وسیع بود و به عنوان یک قتل عام محسوب می‌شد. البته تعداد دقیق شهدای آن روز مشخص نمی‌شود، اما آنچه مسلم است رژیم شاه به روی مردم آتش گشود. مردمی که بدون سلاح بودند، در بینشان زن، کودک و سالمند بود. نفس این عمل مذموم است. این اقدام، ماهیت یک حکومت استعماری و استبدادی را نشان می‌دهد. حالا این که تعداد کشته‌شدگان و زخمی‌ها چقدر بوده، روایت‌ها مختلف است.»

او ۱۷ شهریور را در امتداد سرکوب‌های پیشین رژیم می‌بیند و می‌گوید: «انعکاس این واقعه در تهران و شهرستان‌ها به عنوان قتل عام مردم وسیع است. می‌توانیم بگوییم قتل عام ۱۷ شهریورماه تکرار ۱۵ خردادماه بود با نتیجه‌ای متفاوت. چون در ۱۵ خردادماه سال ۱۳۴۲ هم رژیم به جنایت مشابهی دست زد و پس از آن با جو اختناق و استبداد بر اوضاع مسلط شد. شاید این بار هم فکر می‌کرد با این قتل عام مسئله تمام می‌شود که نتیجه معکوس داد.»

تبریزی با استناد به اسناد لانه جاسوسی اضافه می‌کند: «آن گونه که در جلد نهم مجموعه اسناد لانه جاسوسی درباره ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ آمده، آمریکایی‌ها هم این تلقی را داشتند که دولت بر اوضاع مسلط است و با این کار آشوب‌های شهری می‌خوابد. حتی مسئول مستشاران آمریکایی در دیداری که پس از این واقعه با ارتشبد ازهاری داشت، این رویکرد را روش خوبی معرفی کرده و از شرایط روانی بد خانواده‌های آمریکایی ساکن ایران و لزوم برقراری آرامش می‌گوید.»

۱۷ شهریور و شتاب گرفتن انقلاب

تبریزی مهم‌ترین پیامد ۱۷ شهریور را افزایش سرعت حرکت انقلابی مردم می‌داند: «نخستین پیامد واقعه ۱۷ شهریورماه این بود که روند حرکت مردمی انقلاب را سرعت بخشید. اگر مردم در این زمان هم مثل ۱۵ خردادماه عقب‌نشینی کرده بودند، دوباره همان خفقانی که حکومت در دهه ۴۰ و ۵۰ به وجود آورد شکل می‌گرفت، اما مردم در صحنه ایستادند. در شهرستان‌ها هم تظاهرات ابعاد وسیعی به خود گرفت.»

او می‌افزاید: «موضوع بعدی شناخت دشمنان خارجی انقلاب یعنی انگلیس، آمریکا و اسرائیل بود. گرچه پیش از این هم شعار‌ها و مخالفت‌هایی در این زمینه در راهپیمایی‌ها و تجمعات دیده می‌شد، اما بعد از ۱۷ شهریورماه دشمن‌شناسی مردم قوت می‌گیرد و این که نقش این سه کشور در حمایت از حکومت چقدر گسترده است، روشن می‌شود.»

به اعتقاد تبریزی، ۱۷ شهریور ضعف ساختاری حکومت را نیز نمایان کرد: «موضوع بعدی، شناخت ضعف و آسیب‌پذیری رژیم شاهنشاهی است. حالت پوسیدگی از درون که رژیم گرفتارش بود، با کشتار جمعه سیاه عیان شد. علاوه بر نیرو‌های انقلابی، برای عموم مردم هم روشن شد که حکومت دیگر آن توانایی و قدرت سابق را ندارد. نه ساواک دیگر توانایی فعالیت مؤثر دارد و نه نهاد‌های نظامی.»

او همچنین ۱۷ شهریور را نقطه‌ای برای آشکار شدن ناکارآمدی بخشی از جریان‌های سیاسی مخالف حکومت می‌داند: «موضوع بعدی اثبات ناکارآمدی رویکرد احزاب و گروه‌های چپ، ناسیونالیست و ملی‌گرا بود که به نوعی سرگشتگی دچار شدند که چگونه باید موضع‌گیری کنند. خصوصاً شعار اصلی احزاب ملی که معتقد بودند شاه باید سلطنت کند و نه حکومت، با این کشتار عملاً به حاشیه رفت.»

تبریزی در ادامه به نقش رهبری امام خمینی اشاره می‌کند: «مطلب دیگر تداوم رهبری قاطع امام خمینی بود. ارتباط رهبری با مردم از این دوره به بعد بیشتر می‌شود. امام را در نجف تحت فشار قرار می‌دهند، خانه‌اش را محاصره کرده و برای شاگردان و یاران ایشان محدودیت ایجاد می‌کنند که البته در نهایت به خروج ایشان از عراق و سفر به فرانسه در مهرماه ۱۳۵۷ انجامید که دیگر در آنجا ابعاد وسیع‌تری از جریان انقلاب را شاهد هستیم، اما این محدودیت‌ها و سرکوب‌های خشونت‌آمیز به دلیل اتحاد و وحدت بین نیرو‌های اسلامی خنثی می‌شود.»

روایت قاسم تبریزی از ۱۷ شهریور؛ آمریکا پشت شاه ایستاد، مردم عقب ننشستند

آمریکا و طرح‌های مقابله با انقلاب؛ پشت پرده حمایت از شاه

این پژوهشگر تاریخ معاصر درباره واکنش آمریکا نیز بر وجود اختلاف نظر در ساختار سیاسی این کشور تأکید دارد: «نکته‌ای که مهم است و باید در تحلیل‌مان لحاظ کنیم، اختلاف نظری است که در این زمان در ایالات متحده آمریکا بین سازمان سیا، رئیس‌جمهور و وزارت امور خارجه وجود داشت و بعد‌ها چهره‌هایی همچون جیمی کارتر، ژنرال رابرت هایزر و ویلیام سولیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران، به آن اشاره کردند.»

تبریزی می‌گوید: «سولیوان می‌گوید ما معتقد بودیم که با دیپلماسی می‌شود انقلاب را به مسیر دیگری کشاند، به خصوص با ملی‌گرا‌ها ارتباط برقرار کنیم. جیمی کارتر رئیس‌جمهور آمریکا، اما نظر دیگری داشت. او در تماس تلفنی طولانی که دو روز بعد از کشتار ۱۷ شهریورماه با شاه داشت، رویکرد خشونت‌آمیز رژیم را تأیید کرده و به شاه دلداری داد.»

او سپس به روایتی از دیدار کرمیت روزولت با شاه اشاره می‌کند: «اصلان افشار، رئیس تشریفات شاهنشاهی، می‌گوید کرمیت روزولت، فرمانده آمریکایی عملیات کودتای ۲۸ مردادماه، نوزدهم شهریورماه درخواست ملاقات با اعلی‌حضرت را داشت. وقتی به شاه گفتم، موافقت کرد و از من هم خواست در آن جلسه حضور داشته باشم.»

به روایت تبریزی، «کرمیت روزولت در آن جلسه به شاه گفت ما طرحی برای عملیات در ایران داریم؛ حالا این که این طرح از سازمان سیا بوده است یا نه، ما اطلاعی نداریم، ولی به شاه پیشنهاد می‌کند که شما به جزیره کیش برو. ما هم تمام هواپیما‌های جنگی را از ایران به اسرائیل و عربستان منتقل کرده و کماندو‌هایی را از اسرائیل آورده و در تهران، تبریز، اصفهان و شهر‌هایی که بیشتر در معرض آشوب است، مستقر می‌کنیم. یک برنامه‌ریزی برای برخورد با عناصر انقلاب مدنظر او بوده است.»

او ادامه می‌دهد: «شاه هم در پاسخ می‌گوید در این صورت کشتار وسیعی صورت می‌گیرد و من باید در این باره تأمل کنم که البته به نتیجه‌ای نمی‌رسند.»

تبریزی در پایان به گزارش دیگری اشاره می‌کند که به گفته او هنوز در حال پیگیری اسناد مربوط به آن هستند: «گزارش دیگری هم که البته دنبال اسنادش هستیم، حاکی از این است که در پانزدهم شهریورماه، اردشیر زاهدی، سفیر ایران در آمریکا، به تهران می‌آید و پیامی را از سوی کارتر به شاه می‌دهد؛ یا در همان روز وزیر امور خارجه ایران با سفرای انگلیس، آمریکا، عراق، مصر و عربستان دیدار می‌کند. از محتوای این دیدار‌ها اطلاعی در دست نیست، اما اینها می‌تواند نشانه‌ها و سرنخ‌های مرتبطی با این واقعه به دست بدهد.»

انتهای خبر/274660/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر