جامعه شناس ورزش: مشکلات فوتبال از یکی دو صفحه به کتاب تبدیل شده است/با ابتذال شوخی و ابتذال طنز مواجه هستیم+فیلم
به گزارش خبرگزاری آگاه، بحث تخصص و نظام کارشناسی یکی از موضوعاتی است که طی سالهای اخیر در فوتبال ایران بارها مورد توجه قرار گرفته است. موضوعی که تنها به ساختار مدیریتی فدراسیون و باشگاهها محدود نمیشود و در حوزه رسانه، فضای مجازی، برنامههای طنز فوتبالی، میزان سواد هواداری و حتی رفتار هواداران و بازیکنان نیز آثار خود را نشان داده است. دکتر مجید خاتونی استاد دانشگاه و کارشناس ورزشی، که هماکنون در دانشگاه آزاد نیز مشغول تدریس است، در گفتوگویی مفصل با خبرگزاری آگاه، در رابطه با این مسئله صحبت کرده است.
گفتوگوی ویژه خبرنگار آگاه با او را در ادامه میخوانید:
*گاهی با ابتذال شوخی و ابتذال طنز مواجهیم
*جامعه باید آموزش ببیند
*بنیانها و پایههای یک فوتبال باید ابتدا در پایه مستقر شود
*مشکلات فوتبال از یکی دو صفحه به فصولی از کتاب تبدیل شده است
*در فوتبال از نبود مرجع و معیار مشخص رنج میبریم

آگاه: یکی از معضلاتی که فوتبال ایران از آن رنج میبرد، بحث کارشناسی و نظام کارشناسی است که در مدیریت ما وجود ندارد. ابتدا اگر مقدمهای در این خصوص دارید، بفرمایید تا به سوالات بعدی برسیم.
بحث تخصص و اینکه به چه میزان اهتمام و احترام به این اصل در فوتبال ما رعایت میشود و در حوزههای مختلف و بخشهای مرتبط، آیا واقعاً گفتمان کارشناسی جایگاه واقعی خودش را دارد یا نه. به نظرم این سرفصل خوبی است که میتوانیم از آن آغاز کنیم. یکی از عمده مسائل فوتبال کشور در چند سال اخیر، همین موضوع عدم رعایت اصل تخصصگرایی بوده که دامنه وسیعی دارد؛ از فدراسیون فوتبال و باشگاهها گرفته تا حوزههای کارشناسی. در عرصه رسانه هم این دامنه امتداد پیدا میکند و به نظرم یکی از موضوعاتی است که باید خیلی جدی به آن بپردازیم.
آگاه: یکی از موضوعاتی که این روزها گریبانگیر فوتبال ما شده، بحث فضای مجازی و پلتفرمهای نمایشی است که به افراد مختلف تریبون میدهند. یکی از اقداماتی که در سالیان اخیر خیلی رونق گرفته، بحث طنز فوتبالی است. میبینیم مجریها، چهرههای سینمایی و تلویزیونی و استندآپکمدینها میآیند و برنامههای فوتبالی اجرا میکنند و با مسائل روز فوتبال شوخی میکنند، اما بعضی از شوخیهایی که انجام میدهند و طنزی که دارند، اصلاً کارشناسی نیست و بسیاری از آنها به تخریب شخصیت مربیان، بازیکنان و مدیران میانجامد. همچنین با توجه به پیشرفت فضای مجازی، خیلی از این طنزها و اتفاقاتی که رخ میدهد، موجی را در جامعه ایجاد میکند و حتی روی افکار عمومی تأثیر میگذارد. نظر شما در این مورد چیست؟
یکی از چالشهایی که حداقل در چند سال اخیر با ورود رسانههای شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای مختلف گریبانگیر ورزش کشور و حتی اخلاق عمومی شده، موضوعی است که شما به آن اشاره کردید. ورزش و در صدر آن فوتبال، به دلیل قدرت نفوذ اجتماعی و جذابیتش، با حوزههای مختلف تعامل و همکاری ایجاد کرده است. یکی از این حوزهها به بحث رسانه و ساخت برنامههای رسانهای برمیگردد که طی سالهای اخیر این اتفاق افتاده است.
اما زمانی که این همکاری به جای اینکه سازنده باشد و در خدمت جامعه قرار بگیرد، به یک عنصر ضد اجتماعی تبدیل میشود، گاهی ما با ادبیات سخیف و ابتذال طنز مواجه هستیم. در صورتی که طنز، اگر توسط اهل فن با چاشنی شوخ طبعی فکورانه و با ویژگیهای خودش که نوعی انتقاد، مطالبهگری و روشنگری در آن وجود دارد، اتفاق بیفتد، میتواند ضمن تولید خنده برای مخاطب حتی در خدمت ورزش هم باشد. به عبارتی طنز هم میتواند بخنداند و هم کجیهای نظام ورزش را عیان کند و خردورزی عمومی را هم ارتقا دهد.
به هر حال بسیاری از مردم و مخاطبان رسانه ها، علاوه بر علاقه مندی و تخلیه هیجانات، برنامههای ورزشی را برای یادگیری دنبال میکنند و دوست دارند میاحث تخصصی، تحلیلها و دادههای آماری را از زبان کارشناسان بشنوند و آگاهی و سواد ورزشیشان افزایش پیدا کند. این محتوای ورزشی میتواند در کنار موضوعات طنزآمیز جذابیت بیشتری داشته باشد و مخاطبان بیشتری پیدا و حفظ کند.
اما اگر واقعاً این روایت ورزشی با جریان طنز رسانهای هم وزن و هماهنگ نباشد و به نوعی تعادل میان محتوای ورزشی و طنز برقرار نشود، اینجاست که آن برنامه از مسیر واقعی خارج میشود و حواشی زیادی ایجاد میکند. به کرات هم دیدهایم افرادی که واقعاً در زمینه هنر و طنز پیشینه و جایگاه معتبری ندارند، به واسطه شهرت و تعداد مخاطبانشان در شبکههای اجتماعی مجازی به موضوعات ورزشی ورود پیدا میکنند و بعد از مدت کوتاهی هم بدون اثرگذاری خاصی خارج میشوند. اما اینکه فردی وارد یک حوزه تخصصی مثل ورزش شود، بدون شناخت کافی و بدون داشتن یک سناریوی واقعاً مطالعهشده، نمیتواند ارزشآفرینی کند و ارزش افزودهای برای حوزه ورزش و رسانه پدید بیاورد.
در نتیجه، گاهی همین رویکرد و ورود نابجای افراد، بداخلاقی و خشونت کلامی را ترویج میدهند و استفاده از الفاظ و شوخیهای زشت را عادیسازی میکنند. همانطور که شما به خوبی اشاره کردید، وقتی محتوای با کیفیت وجود نداشته باشد، افراد به اسم طنز شروع به تمسخر و یکسری ترورهای شخصیتی میکنند که اصلاً از دایره کارشناسی و طنز فکورانه خارج است. این شکل از برنامهها نمونههایی از تجاری سازی مخرب فوتبال هستند. یکی از عرصههایی که با توجه به کثرت و تنوع مخاطب آن باید به صورت تخصصی و کارشناسیشده تولید محتوا شود، ساخت برنامههای طنز با قالب ورزشی و بهخصوص فوتبالی است. فکر میکنم این موضوع تا حدی از دست خود رسانهها هم خارج شده، اما باید به این مسئله رسیدگی عاجلی شود.

آگاه: در سالیان گذشته تحلیلگرانی مثل حمیدرضا صدر و امیر حاجرضایی در برنامههای صداوسیما صحبت میکردند و نقدهایی که مطرح میکردند، متقن و بر اساس اصول بود. اما الان میبینیم یک استوری از یک مجری در فضای مجازی، مثلاً آقای قیاسی، درباره عدم دعوت مهدی قایدی، فشار رسانهای روی تیم ملی و امیر قلعهنویی ایجاد میکند. میخواستم درباره پیامدهای این اتفاق هم بفرمایید. فوتبال کشور ما خود درگیر حواشی مختلفی است؛ از داخل زمین تا خارج از زمین. این مسائل هم که اضافه شده، فکر میکنم تأثیر زیادی روی مردم و نگاهی که به فوتبال دارند، میگذارد. اگر این موضوع مدیریت نشود و تعداد این برنامهها و این سبک طنزپردازی درباره فوتبال بیشتر شود، چه پیامدهایی خواهد داشت؟
قطعاً آثار مخربی در پی دارد، به دلیل اینکه فوتبال در سطح حرفهای، حوزهای کاملاً تخصصی است و اظهار نظر کارشناسی در آن نیازمند سالها حضور میدانی، مطالعه و ذهن خلاق است. اینکه افرادی بدون برخورداری از صلاحیت لازم به واسطه اقتصاد توجه و فضای ایجاد شده در رسانهها در جایگاه کارشناس و تحلیل گر قرار میگیرند آن هم در رسانههای ملی و عمومی، باعث میشود گمراهی برای مخاطبان پدید بیاید. این جایگاه باسمهای و آگاهیسازی کاذب میتواند احساسات تماشاگران و طرفداران را تحتالشعاع قرار دهد و در بعضی مواقع هم شاهدیم که با اشاعه مباحث سست و بی مایه، هجمه سنگینی از توهینها و تهدیدها در فضای مجازی اتفاق میافتد و حتی بر ادبیات عمومی هم تأثیر منفی میگذارد.
در ابتدای صحبتهایمان بحث نظام کارشناسی و احترام به ساحت تخصص به میان آمد که باید در قلمرو ورزش جدی گرفته شود. در لایه ظاهری و سطحی تقریباً بسیاری از افراد میتوانند درباره فوتبال نظر بدهند، چون آنها لایه بیرونی را میبینند و این قابل توجه است، اما وقتی صحبت از شکل گیری گفت و گوی کارشناسی و موضوعات تخصصی میشود، اینجا دیگر لایههای زیرین مطرح است که با عینک تخصص قابل رویت و روایت است. در اصل افرادی باید در جایگاه کارشناس قرار بگیرند که تحلیلهایشان مبتنی بر تجربه، مطالعه، آمار و فکتهای مستند باشد.
در ورزش نظاممند تفکیک شخصیت از تخصص شکل میگیرد. فردی که در حد انتشار یک خبر کار میکند، اینکه بخواهد جریانسازی کند و یک قشر گسترده خاصی را مخاطب قرار دهد، ممکن است مسئله ساز شود و پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی به بار آورد. به نظرم اینجا باید نظام کارشناسی ورود پیدا کند. رسانههای مختلف باید شاخصها و فیلترهای خاصی بگذارند تا افراد صاحبنظر، دارای صلاحیت لازم باشند.
آگاه: با توجه به بحثی که درباره ورود متخصصان مطرح کردید، فکر میکنید مردم و جامعه عمومی باید واکنششان نسبت به این موضوعات چه باشد؟ الان میبینیم حتی مجری برنامه آشپزی هم درباره فوتبال صحبت میکند تا دیده شود و نظرات کارشناسی مطرح میکند. فکر میکنید مردم و جامعه عمومی باید چه واکنشی نسبت به این افراد داشته باشند؟
در اولین اقدام، باید سطح سواد ورزشی جامعه بالا برده شود. در سالهای اخیر، به دلیل پخش برنامههای مختلف، بهخصوص رویدادهای بینالمللی، تقریباً باید بگوییم بخشی از جامعه ما با دنیای توسعه یافته ورزش را دیدهاند و تشنه آگاهی هستند. فضا برای حضور استادان علمی و کارشناسان خبره ورزشی باید فراهم شود تا گفت و گوی تخصصی و عقلانی جای آثار سست و بی مابه را بگیرد. این یک ضرورت فرهنگی و رسالت رسانهای است که در مواقعی به فراموشی سپرده شده. رویدادهای بزرگ ورزشی نباید با تولید محتوای رسانهای ضعیف همراه شود بلکه باید محل عرضه سرگرمی و آموزش توام با هم باشد.
در واقع این جامعه است که باید آموزش ببیند. نظام آموزشی ما با محوریت مدرسه و رسانه، باید سواد ورزشی را در برنامههای خود بگنجانند. این موضوع واقعاً مهمی است که ما رهایش کردهایم و اصلاً توجهی به آن نداریم. حتی خود رسانه ملی هم برنامههایی ندارد که در حوزه سواد ورزشی و سواد هواداری ورزشی تهیه به آموزش عمومی بپردازد.
غفلت از آموزش باعث شده که برخی از مسائل به وجود بیاید و گاهی جامعه را تحتالشعاع قرار دهد؛ با واکنشهای احساسی و هیجانی که مخاطبان از خودشان نشان میدهند. سالها از مسئله آموزش مبتنی بر نیاز ذینفعان ورزش غفلت شده و جامعه تاوان سنگین آن را میپردازد.
آگاه: در قسمت قبلی صحبتهایتان درباره نقش تشکلهای ورزشی اشاره کردید. این بخش را کمی بازتر کنید. فکر میکنید تشکلها چطور میتوانند کمک کنند؟ خودتان هم دستی بر آتش دارید و سابقه فعالیت در این حوزه را دارید. بفرمایید چه کارهایی انجام شده، چقدر امیدوارید نقش این تشکلها بیشتر شود و بتوانند تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند؟
در مدیریت جامعه اصطلاحی وجود دارد به نام حکمرانی مشارکتی؛ یعنی نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی که همان تشکلهای مردمنهاد هستند، در کنار همدیگر باید جامعه را اداره کنند. متأسفانه در کشور ما طی سالهای گذشته سهم و حجم دولت در حکمرانی کشور بسیار زیاد بوده و سهم بخش خصوصی و تشکلهای صنفی و تخصصی و حوزه مردمنهاد خیلی کم بوده است و این عدم تناسب باعث پیدایش مسائل و بحرانهایی در حوزههای مختلف اقتصادی، رفاهی و سیاسی و حتی ورزشی شده است. یکی از همان مسائل، موضوعی است که درباره آن صحبت میکنیم. مسئله این است که مرجعیت در حوزه ورزش مشخص و کارآمد نشده است. یعنی در حوزه مثلاً مربیگری فوتبال، کدام نهاد باید نظر تخصصی خودش را بدهد؟
یک زمانی، بحث بر این بود که آیا مربی خارجی بهتر است یا مربی داخلی و این موضوع به یک گفتوگوی عمومی تبدیل شده بود که در جامعه این صحبت و پرسش مطرح میشد. خب وقتی شما کانون مربیان فوتبال دارید، با حضور تعداد زیادی از کارشناسان، مربیان و فرهیختگان، نظر تخصصی را باید این کانون بدهد، چون یک جایگاه صنفی و تخصصی است. به دلیل بی نظمی موجود در ساختار ورزش، این تشکل در سایه قرار گرفته و در متن حکمرانی فوتبال حضور پررنگی ندارد. وقتی در یک اجتماعی نهاد مرجعی تخصصی وجود نداشته باشد، مراجع جعلی و کاذب پدید میآیند و همین هرج و مرج باعث میشود افراد از حوزههای مرتبط و غیرمرتبط درباره یک موضوع هاص دخالت کنند و نظر بدهند.
در این میان بعضی از افراد منافع خاصی را در نظر میگیرند، بعضیها غرضورزی میکنند و بعضیها هم شاید از روی دلسوزی، اما ناآگاهانه بخواهند نظراتی را به جامعه منتقل کنند که یک هرجومرج و آشفتگی به وجود میآید. اگر تشکلهای صنفی، تخصصی و علمی در حوزه ورزش تقویت شوند، بسیاری از مسائل مبتلا به ورزش برطرف میشوند و جامعه مخاطب هم از این سردرگمی خارج میشود و در بزنگاهها به مباحث تخصصی، مطالعهشده و علمی آن تشکل موردنظر رجوع میکند.
آگاه: اگر نکتهای در این سرفصل مانده، بفرمایید تا به موضوعات دیگر هم بپردازیم.
ما در زیستجهان نمایشی به سر میبریم. هر موضوعی اگر در قاب تصویر بیاید، اثرگذاری و اهمیتش در جامعه بیشتر میشود. ورزش و فوتبال هم مستثنی نیستند و به دلیل جذابیتی که دارند، با رسانه ترکیب میشوند؛ بنابراین اینجا باید دقتها افزایش پیدا کند، چارچوبهایی تعیین شود و الزاماتی تدوین شود که تصویر ورزش در نزد جامعه، یک تصویر درست و توأم با مسائل روشن و مثبت باشد.
اینکه با چشم پوشی از متن و محتوای سازنده ورزش فقط حاشیهپردازی کنیم یا نقاط تاریک و زننده یک پدیدهای مثل ورزش را به خورد جامعه بدهیم، در اصطلاح فاضلاب یک ساختار را نشان میدهیم و اعتبار آن رشته ورزشی را کمرنگ میکنیم و اثرات اجتماعی و فرهنگی آن را به نوعی تضعیف میکنیم؛ بنابراین توجه به این مقوله یک ضرورت فرهنگی برای ماست.

آگاه: به بحث دیگری هم بپردازیم؛ بحث بداخلاقی در فوتبال کشورمان. حتی هفته گذشته کلیپی از فوتبال ردههای پایه منتشر شد که واقعاً میدیدیم افراد درگیر دعوا و رفتارهای ناپسند هستند، در حالی که نونهال و نوجوان هستند.
فوتبال را اگر به عنوان یک پدیده وارداتی در نظر بگیریم، متأسفانه دچار تکه برداری و بخشینگری در آن شدهایم. حتی نمیخواهم از کلمه الگوبرداری استفاده کنم؛ ما یک تقلید روبنایی و سطحی از فوتبال داشتهایم. یعنی در فوتبال ایران بیشتر توجه و تمرکز روی بخشهای جذاب، مهیج و دارای پول با محوریت نتایج و تیمهای بزرگسال بوده، در صورتی که بنیانها و پایههای یک فوتبال باید ابتدا مستقر شود، به آن توجه و رسیدگی شود. به عبارتی ابتدا باید ساختارمند شود و بعد نتایج آن را در بخش بزرگسالان و مسابقات بینالمللی دید.
مدیریت فوتبال کشور سالهاست که غفلت کردهاند و نسبت به فوتبال پایه، هواداران و اکثر ذینفعان فوتبال توجه جدی نداشته اندو یک نگاه پر از عیب و ایراد را مدیران ارشد فوتبال نسبت به این پدیده بر جای گذاشتهاند. منشاء اصلی مسائلی که امروز با آنها مواجهیم را باید در ۱۰ و ۲۰ سال گذشته جستج کنیم و ببینیم این مدیران آیا واقعاً در زمان حضورشان برنامهای بنیادین و آینده نگر داشتند؟ آیا به این بخشهای مهم توجه کردند و آسیبشناسی و راهکار ارائه دادند که ما اکنون به اینجا رسیدیم یا خیر؟
به اجمال باید گفت که بسیاری از مدیران حاضر در فدراسیون فوتبال ما در چند سال اخیر اصلاً به این موضوعات مهم و اساسی توجهی نداشتهاند. بعضی از این افراد هم اصلاً سواد و فهمی از این مسائل نداشتند که دامنه بیتوجهیشان نسبت به بخشهای مهم فوتبال چه پیامدهای ورزشی و حتی فرهنگی میتواند به همراه داشته باشد که متأسفانه فوتبال ما الان با آن مواجه شده و دستوپنجه نرم میکند. در ورزش علمی مدرن مدیریت یک نقش حیاتی انکارناپذیر است که متأسفانه ما در پس امور سطحی و نتایج زودگذر، اهمیت این جایگاه اصلی را فراموش کردهایم. نامدیران با مسئله گریزی و ترفندهای رسانهای همواره سعی داشتند، ضعفها و ناتوانی مدیریتی خود را با حماسه سازی از نتایج معمولی پوشش بدهند. در صورتی که واقعاً این یک خیانت اجتماعی است که ما فوتبال را فقط تقلیل بدهیم به نتایج تیمهای بزرگسال از دهها سرفصل دیگر آن چشم پوشی و غفلت کنیم.
آگاه: الان که با هم صحبت میکنیم، حتی شرایط تیم ملی بزرگسالان هم خیلی خوب نیست. یک موضوع نگرانکننده این است که در ردههای آکادمی، تیمهایی مثل کره شمالی حتی مقابل ما قد علم میکنند. ما در چهار تقابل اخیرمان با تیمهای کره شمالی، سه شکست و یک تساوی داشتهایم و موفق به شکست آنها نشدهایم. در بازیهای آسیایی ناگویا چهار بر یک شکست خوردیم و از گردونه رقابتها حذف شدیم.
فوتبال ما امروز دیگر فوتبال مولدی نیست و نمیتواند بازیکن در سطح بالای بینالمللی تربیت کند. ما بعد از حدود ۲۰ سال، امسال حتی یک بازیکن در پنج لیگ اول دنیا نداریم. این نشان میدهد که ساختار فوتبال پایه و آکادمیها و لیگهای ما مولد نیستند و نمیتوانند بازیکن در سطح بالا تربیت کنند. این نشاندهنده غفلت ما بوده است و با توجه به اینکه بسیاری از توصیهها و تذکرات توسط اهالی دلسوز فوتبال طی این سالها گفته و عنوان شده، هیچوقت توجه جدی نسبت به این مقوله نداشتیم.
امروز باید بگوییم که فوتبال ما هم در حوزه باشگاهی و هم در حوزه ملی با یک ورشکستگی مواجه شده است که حاصل سوءمدیریت، کماهتمامی و بیتوجهی افرادی بوده که صندلیهای مدیریت فوتبال کشور به آنها به امانت سپرده شده، ولی اینها امانتدار خوبی نبودند. برای رها شدن و برونرفت از این وضعیت آنومیک و نابهنجار، باید این را لحاظ کنیم که اصلاحات را باید از بالاترین سطح مدیریت شروع کرد. بالاترین رکن فوتبال ما همان مجمع عمومی است.
متأسفانه در این مجمع افرادی حضور دارند که منافع فردی و باندیشان را به منافع ملی ترجیح میدهند. در انتخابات و انتصابات بیشتر دنبال کاسبی هستند تا اینکه مسائل ملی توسط متخصصان و اهالی فن ما حل و فصل شود. وقتی شما با چنین افرادی و با چنین نگرشهایی روبهرو هستید، میبینید که دلسوزی وجود ندارد و دغدغهای نسبت به مسائل و شکستهایی که شما اشاره کردید وجود ندارد.
برای ساختن فوتبال ما و آینده فوتبال ما باید عرصه برای حضور متخصصان، کارشناسان و اهالی دستپاک فوتبال باز شود تا این اتفاق نیفتد. ما همین وضعیت را داریم، چون به هر حال انتخابات حاصل یک خواست و اراده جمعی است. اگر خواست و اراده جمعی واقعاً لحاظ نشود و منافع ملی در آن دیده نشود، ما افرادی را میبینیم که بعضاً اصلاً تجربهای در حوزه فوتبال نداشتهاند. من اصطلاحاً اینها را افرادی میگویم که آمدهاند کارورزی کنند در پستهای بسیار حساس در باشگاههای مهم ما. اینها یکشبه میآیند و فقط در ظاهر مدیر هستند، اما واقعیت این است که فاقد دانش و شایستگی لازم هستند و بدون برنامه و با رویکردهای نمایشی و شعاری میآیند و با تولید مسئله به موانع پیشرفت و توسعه فوتبال تبدیل میشوند.
اگر اصل تخصص و صلاحیت حرفهای در فوتبال ما رعایت شود، بهخصوص در بخش مدیریت، میتوانیم از این شرایط در حال سقوط، رها شویم. این قطار از ریل خارج شده باید یک جایی توقف کند و با یک برنامهریزی طی یک فرآینددوباره به مسیر اصلی بازگردانده شود و به جایگاه قبلی خود، حداقل در سطح آسیا؛ جایی که واقعاً روزی جزو قدرتهای اول بوده، هم در حوزه باشگاهی و هم در حوزه ملی. واقعیت خروج از مسیر را ابتدا باید بپذیریم. واقعیتی که واجب ملی است تا با دلسوزی و تلاش جمعی و برنامه راهبردی همراه شود.

آگاه: آقای جلالی در فدراسیون فوتبال سمتی در بخش توسعه و فنی گرفتند و یک برنامه ۱۰ ساله، طرح جامع «۱۴۰۴» را تدوین کردند. جلسات تخصصی برگزار شد و میدیدیم کارشناسان در جلسات حضور دارند. یک چارتی بسته شده بود و مطالعاتی در همه زمینهها انجام شده بود؛ بحث رسانه، مدیریت، مربیان، بازیکنان، داوری و موضوعات دیگر. طرح جامعی بود. شما که در آن طرح با آقای جلالی همکاری داشتید و یکی از کارشناسان این طرح بودید، بفرمایید چه شد که این طرحی که میتوانست به آینده فوتبال ما کمک کند، اجرایی نشد؟ چه چالشهایی در این راه وجود داشت؟ با توجه به تجربهای که دارید، آیا آینده را روشن میبینید یا فکر میکنید حداقل تا چند سال آینده باید همین وضعیت را تجربه کنیم و روند سقوطمان ادامه داشته باشد؟
زمانی بود که بسیاری از افراد و کارشناسان نظرشان بر این بود که، چون فوتبال ما برنامه ندارد و از شرایط برنامهمحوری دور است، پیشرفت نمیکند. بعد از ورود آقای جلالی در بخش توسعه و فنی فدراسیون فوتبال، با توجه به نگرش ایشان، اتفاق خاصی افتاد. فکر میکنم برای اولین بار بالغ بر ۱۲۰ نفر در کارگروههای مختلف، متشکل از اساتید دانشگاهی و اساتید و فعالین حوزه فوتبال، فاز اول طرحی را تدوین کردند. این طرح در مدت حدود هشت ماه تدوین شد تا نقشه راه توسعه فوتبال ما باشد. برنامه توسعه و چشمانداز برای فوتبال کشورمان متصور شود که بتوانیم در ۱۰ سال آینده در بخشهای مختلف روند رو به رشدی داشته باشیم.
اما بعد از اتمام بخش اول این طرح، افرادی در بدنه مدیریت فدراسیون فوتبال بهشدت با تصویب این طرح مخالفت میکردند و دلایل اقناعکنندهای هم نداشتند و بیشتر بهانهتراشی بود. منافع شخصیشان و امتیازاتی که از وضعیت موجود میتوانستند بگیرند، با تصویب این طرح از بین میرفت. واقعاً یک تلاش و جنبش جمعی در جهت انتفاع و پیشرفت ملی برای فوتبال ما بود. اما آنجا متوجه شدیم، یا بهتر بگویم به ما ثابت شد، که بعضی افراد و تفکرات توسعهگریز اجازه نمیدهند فوتبال ما از این شرایط خارج شود و به همین خاطر هم شاهد اتفاقات ناخوشایند در فوتبالمان هستیم.
وقتی یک سند راهبردی مطالعهشده، هم در سطح داخلی و هم در سطح بینالمللی، تدوین میشود، واقعاً این سند ارزشمند است. اما نظم و منافع افراد در بینظمی موجود است و فساد حاکم بر فدراسیون در مقابل اصلاحات و تحولات در نظر گرفته شده مقاومت کرد. آقای جلالی هم بارها از مراجع مختلف این برنامه را پیش برد تا به مرحله تصویب و اجرا برسد، ولی همانطور که عرض کردم، تفکرات و اشخاصی هستند که اجازه نمیدهند فوتبال ما از این شرایط خارج شود.
این افراد صاحب منصب و صاحب قدرت، فوتبال کشور را گروگان گرفتهاند و خواستههای مردم را نادیده میگیرند. چون این افراد کاسبکار هستند و اصلاً برایشان اهمیتی ندارد که وضعیت ناخوشایند فوتبال داخلی اصلاح شود و حتی جایگاه ملی فوتبال ما از شرایط فعلی خارج شود. به نظرم اینجاست که شفافیت و مبارزه با فساد باید جاری شود.
آگاه: خودتان نقش واحدهای نظارتی را در این خصوص چطور میبینید و فکر میکنید چطور میتوانند با این اتفاقاتی که در فوتبالمان داریم برخورد کنند؟ چه برخوردهایی میتوانند داشته باشند؟
شواهد نشان میدهد واحد نظارتی در برابر تخلفات و کج رویها در فوتبال به طور اثرگذاری جدی و مقتدرانهای نداشته؛ به خاطر اینکه ارکان قضایی ما در فدراسیون فوتبال مستقل نیستند. یعنی افرادی آنجا حضور دارند که استقلال کاری ندارند و گوش به فرمان مدیران بالادستیشان هستند و همین باعث میشود بسیاری از این تخلفات و کجرویها دیده نشود یا اصلاً به آنها پرداخته نشود. از طرفی هم دستگاههای نظارتی عمومی هم ورود جدی به پروندهای تخلف آمیز فوتبال نداشتهاند.
ما نظارتی در حوزه فوتبال، بهخصوص در فدراسیون، نداریم. واقعیتش این است که اگر هر جای دنیا بود، با این تفکرات ضدملی و جرایمی با ابعاد عمومی برخورد جدی میشد و حداقل ضمن برخورد و اخراج خاطیان، برای متخصصانی که برای توسعه فوتبال راهکار دارند، فضایی ایجاد میشد که مشغول به فعالیت شوند. میبینیم که یک حلقه بستهای طی سالهای اخیر در این فدراسیون شکل گرفته است و با گروه زدگی فضایی مبتنی بر خودی و غیر خودی ایجاد شده است.
آگاه: پس با این اوصاف، امید ما باید بیشتر روی این باشد که مدیریت فضای داخل فوتبال کشور و مدیریت را که امیدی نیست خیلی تغییر کند، بتوانیم همان بحث ابتدایی صحبتهایمان را مدیریت کنیم تا حداقل برخی از حواشی کمتر شود.
شاید چند سال قبل اگر مسائل فوتبال را فهرست میکردیم، یک صفحه یا دو صفحه بود، ولی به دلیل همین بیتوجهی و عدم رسیدگی بهموقع، الان چند فصل از مسئل را میتوان سیاهه و مشق کرد. به طور کلی متولی اصلی فوتبال کشور را فدراسیون فوتبال است. اگر اشکال، چالشی، مسئله یا بحرانی مرتبط با فوتبال در حوزههای دیگری هم اگر هست، فدراسیون باید ورود کند، در شرایطی که خود فدراسیون غرق در مسائل و مشکلات خودش است. یعنی فدراسیون فوتبال کارآمدی و قدرت رسیدگی به مسائل بیرونی خود را هم از دست داده.
به عنوان مثال یکی از این مباحث، موضوع کارشناسی فوتبال در رسانه بوده است. فدراسیون فوتبال میتواند با صدا و سیما و وزارت ارشاد و دستگاههای دیگر همکاری کند، راهکار بدهد و مسئلهیابی کند، اما چون خودش درگیر مسائل گوناگون حل نشده است، اصلاً به این موضوعات توجه نمیکند و حتی در ذهنش هم خطور پیدا نمیکند که این قبیل موضوعات هم جزئی از وظایف و مأموریتهای فدراسیون است.
باز هم باید تکرار کنم، به دلیل حضور افراد غیرمتخصص و نااهل در بدنه فوتبال ما، بسیاری از مسائل دیده نمیشوند یا اگر هم دیده شوند، توجهی به آنها معطوف نمیشود. اگر قرار است نهادهای نظارتی که شما اشاره کردید ورود پیدا کنند، واقعاً باید اولاً کارکردهای فوتبال و فلسفه فوتبال در جامعه ایران را بشناسند. باید بدانند فوتبال فقط یک ورزش نیست. فوتبال یک پدیده چندوجهی است که میتواند حال مردم را خوب کند، میتواند امید را به جوانان ما تزریق کند و در حوزههای دیگر واقعاً میتواند کمکحال جامعه باشد.
اما چون این بینش وجود ندارد و فوتبال را صرفاً یک مسئله ورزشی میدانند، میگویند خب خود ورزش باید این مسئله را حل کند، در صورتی که واقعاً فوتبال دامنه وسیع اجتماعی دارد. مسائل آن میتوانند بر نهادهای مختلف و ذهن و احساس جامعه اثر بگذارند. مدیران و سیاستگذاران اجتماعی باید به این مقوله مهم توجه کنند؛ ورود نه از منظر دخالت، بلکه از منظر توجه و نظارت. وقتی سیاست گذاری نظارتی نباشد، این افراد هم از پاسخگویی مصون میمانند. مواقعی هم که رسانهها بخواهند به آن بپردازند، با ترفندهایی که طی سالهای اخیر دیدهایم، از آن عبور میکنند اما یک نظارت دیگر وجود دارد که باید تقویت شود. آن هم نظارت مردمی.
تشکلهای صنفی و تخصصی مردم نهاد یکی از وظایفشان مطالبهگری است. باید در حوزههای تخصصی را رصد کنند، در موقع مناسب مطالبهگری داشته باشند و برای آن راهکار ارائه دهند. شما دیدید که هر جایی صدای رسانه یا صدای اهالی ورزش بلند شده، آقایان دستپاچه میشوند که بالاخره باید کاری انجام دهند؛ ولو سطحی و نمایشی، اما نباید این احساس امنیت را داشته باشند که کسی آنها را نظارت نمیکند و پاسخگوی هیچکس هم نباشند.
آگاه: فکر میکنم تمام سرفصلهایی که مدنظر خودم بود را مطرح کردیم. قبل از اینکه بحث را جمع کنیم، به سوابق خودتان هم اشاره کنید. شما فعالیت دانشگاهی دارید. جدا از مباحث دیگر، بفرمایید در این سالیان اخیر در چه حوزههایی فعالیت داشتید و چه مقامهایی داشتید تا با خودتان هم بیشتر آشنا شویم.
من دانشآموخته رشته جامعهشناسی با گرایش ورزشی از دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات هستم. تلاش علمیام بر این است که ورزش فراتر از ساحت جسمانی و فیزیولوژیک آن به عنوان یک نهاد اجتماعی مطالعه و بررسی شود. امروز در دنیای پیشرفته ورزش با علوم دیگر پیوند نزدیکی پیدا کرده و این گفتمان هم در سالهای اخیر در کشورمان در حال شکل گیری است که باید در پس تلاشهای علمی و پژوهشی تقویت شود. یکی از نقاط ضعف شناختی در کشور عدم شناخت جامع نسبت به مقوله ورزش بوده و در مطالعات بینارشتهای هم قدرت لازم وجود نداشته.
با توجه به سابقه ورزشکاری، فعالیت در عرصه مربیگری و همچنین سابقه مدیریت در بخشهای مختلف ورزش، تلاشم بر این است تا با تردد میان دو حوزه علم و عمل، شواهد و یافتههای علمی را با واقعیتهای میدان ورزش کشور تطبیق دهم و این رویکرد ترکیبی را برای شناخت، بررسی و حل مسائل ورزش کشور به کار گیرم.
امروز جامعه ما نیاز به یک پوستاندازی مدیریتی دارد، بهخصوص در حوزه ورزش. یک شکاف نسلی وجود دارد و باید یک پل ارتباطی بین نسل قدیم که دارای تجارب ارزنده هستند و به هر حال دانشی را با خودشان همراه کردهاند، ایجاد شود؛ دانشی که باید به نسل جدید منتقل شود. نسل جدید باید ابتدا فرصت و انگیزه حضور داشته باشد و سپس یک مأموریت برایش ترسیم شود.
در حال حاضر واقعاً تمام تلاش ما این است که بین این دو نسل ارتباطی برقرار کنیم، چون واقعاً امید در جامعه ما کمرنگ شده و ما حداقل در عرصه ورزش باید این کار را انجام دهیم. موضوع دیگر هم بحث تقویت و توانمندسازی تشکلهای حوزه ورزش است که این موضوع را به جد دنبال میکنیم. واقعاً کار آسانی نیست، ولی به هر حال برای ساخت جامعه ورزش و ساخت و اصلاح ساختار ورزش، باید تشکلها تقویت شوند و بتوانند در اداره ورزش کشور نقشآفرینی کنند.

آگاه: تمام موضوعاتی که مدنظر من بود را از خدمتتان پرسیدم. اگر خودتان نکتهای در پایان دارید، بحثی که من نپرسیدم و این فضا را مناسب میدانید که درباره آن صحبت کنید، در خدمتتان هستم.
ادبیات توسعهای چند سالی است وارد کشورهای آسیا شده، به واسطه الزاماتی که AFC داشته و طی یکی دو دهه اخیر هم این ادبیات وارد کشورمان شده است. متأسفانه بسیاری از مدیران ورزش کشور توسعه را به شیوه آمرانه و نه خودخواسته میپذیرند. گویا باید یک نیروی بیرونی و یک الزام و جبر وجود داشته باشد تا تن به فعالیت و اقدامات سازنده دهند، این واقعاً یک درد برای کشور ماست که با وجود ظرفیتها و منابع انسانی و اقتصادی مختلف، اراده، دانش و مدیریت شایسته محوری بر ورزش آن حاکم نیست و فرصتها و نصیبهای زیادی از کشور و مردم و جوانان آن سلب میشود.
با توجه به ظرفیتهایی که داریم، اگر مناصب اصلی به دست اهل فن و دست شایستگان سپرده شود، قطعاً ظرفیتهای بسیار بالایی داریم و میتوانیم نهتنها در حوزه ورزش جایگاه بالایی داشته باشیم، بلکه حتی از طریق ورزش بتوانیم به ساخت جامعهای سالمتر و پیشرفتهتر هم کمک کنیم. امیدوارم این اتفاق بیفتد و شاهد حضور نسل جدیدی از مدیرانی باشیم که تفکرات نویی را با خودشان میآورند و دنبال ساخت جامعه بهتر و ایران قوی هستند.
انتهای خبر/282461/
- تقویت فناوری و نوآوری، پیشران توسعه اقتصاد دانشبنیان / تزریق سرمایه دولتی راهکار توسعه دانشبنیانها نیست
- تبدیل شیراز اکسپو به الگوی ملی؛ از برگزاری موفق در شرایط دشوار تا تبدیلشدن به برند موفق اقتصادی کشور
- دکتر للـهگانی تاکید کرد: رویکرد بانک رفاه کارگران در تخصیص منابع، معطوف به بخشهای مولد اقتصاد است
- مرتضی اکبری با حکم وزیر اقتصاد، عضو هیأتمدیره بانک ملی ایران شد
- اقتصاد رژیم صهیونیستی در زیر بار سنگین هزینههای جنگ و کسری بودجه
- تبدیل دانش به ثروت راهبرد کلیدی ایران برای تثبیت قدرت اقتصادی
- روایت مشاغل ایرانی در فینال بینالمللی؛ موفقیت «اوصافالاصناف» رادیو اقتصاد
- امام جمعه زنجان: اقتصاد مقاومتی باید به بهبود معیشت مردم منجر شود
- اقتصاد روستاها هم باید به زیست بوم دیجیتال کشور متصل شود
- بورد: صنعت نفت مقتدرتر از همیشه پای کار اقتصاد کشور است/ ناکامی دشمنان در توهمآفرینی علیه انرژی ایران
- اقتدار ملی ایران از شاخصهای مادی فراتر رفته است/ انسجام اجتماعی، حلقه اتصال قدرت سخت و نرم
- تقویت نقش محلات و مساجد در کاهش آسیبها/ پیشگیری، اولویت مدیریت اجتماعی پایتخت باشد
- بحران آب با تاروپود زیست اجتماعی پیوند خورده/ ضرورت گذار به حکمرانی مشارکتی و ترمیم اعتماد اجتماعی
- کتابهای درسی کمبود ندارند؛ تغییر محتوای مطالعات اجتماعی در دست بررسی است
- بحران بودجه در اروپا/ هزینه سنگین نظامیسازی از جیب رفاه اجتماعی شهروندان پرداخت میشود
- امیری اصفهانی: نظم اجتماعی زیرساخت تحقق عدالت و پیشگیری از جرم است
- حمایت از ۱۵ طرح نوآورانه برای حل پیامدهای اجتماعی جنگ
- پرداخت وام ۶۰ میلیونی به ۳۳۰ هزار بازنشسته تامین اجتماعی
- نیروی انتظامی در خط مقدم خدمت به مردم و تأمین امنیت اجتماعی قرار دارد
- زمان پرداخت معوقات اردیبهشتماه بازنشستگان تامین اجتماعی مشخص شد

