جمعه ۰۸ آبان ۱۴۰۵
الجمعة ١٩ جمادی‌الاولی ١٤٤٨
Friday 30 October 2026
متن خبر

دریچه‌ای به آثار هنری علیرضا کدخدایی

جمعه ۰۸ آبان ۱۴۰۵
دریچه‌ای به آثار هنری علیرضا کدخدایی
کدخدایی در مقام استاد ممتاز شکسته یا به قول استاد غلامحسین امیرخانی «پهلوان شکسته‌نستعلیق»، شناخت گسترده‌ای از خطاطان و شیوه‌های مختلف خط دارد و گستره‌ای غنی ازاین میراث را در آثارش جای داده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آگاه، مصطفی نخعی، کارشناس نسخ خطی و اسناد آرشیوی: درمتن پیش رو می‌کوشم با مروری مختصر بر قسمتی از سنت شکسته‌نویسی دریچه‌ای به فهم آثار علیرضا کدخدایی باز کنم. بررسی آثار وی از منظر نسبت او با میراث استادان گذشته‌ی شکسته نستعلیق فرصتی است برای تامل در این پرسش که چگونه یک سنت ریشه‌دار می‌تواند در عین وفاداری به اصول خود، ظرفیت‌های بیانی تازه‌ای پیدا کند.

شکسته‌نستعلیق در تاریخ خوشنویسی ایران قلمی است که در آن قاعده و رهایی، استواری و شتاب، و خوانایی و پیچیدگی در پیوندی ظریف بایکدیگر قرار می‌گیرند. پیوستگی حروف، کوتاه شدن برخی اجزا، تنوع در صورت کلمات، امتداد کشیده‌ها، گردش‌های سریع قلم و امکان ایجاد ترکیب‌های پیچیده، از ویژگی‌هایی است که به این خط شخصیتی متمایز می‌بخشد.

در این مجال با آگاهی از این که کدخدایی در مقام استاد ممتاز شکسته یا به قول استاد غلامحسین امیرخانی «پهلوان شکسته‌نستعلیق»، شناخت گسترده‌ای از خطاطان و شیوه‌های مختلف خط دارد و گستره‌ای غنی ازاین میراث را در آثارش جای داده است، برای انسجام بیشتر مطلب به دو تن از بزرگانی که تاثیری قاطع و ژرف بر او گذاشته‌اند بسنده می‌کنم.

درویش عبدالمجید طالقانی در مقام کسی که امکانات پراکنده‌ی شکسته را در نظامی منسجم از تناسبات، حرکات و روابط بصری به کمال رساند برای ما در مسیر فهم کدخدایی نقطه‌ی شروع خوبیست.

در آثار درویش عبدالمجید شکسته‌نستعلیق به تعادلی کم‌نظیر میان حرکت و استقرار می‌رسد. خط او سرشار از گردش، پیوستگی و حرکت‌های سریع است، اما هیچ‌یک ازین ویژگی‌ها به بی‌قاعدگی و آشفتگی نمی‌انجامد. پیچش‌ها در خدمت ساختارند، کشیده‌ها در تنظیم ریتم سطر نقش دارند و صورت‌های متنوع حروف، با وجود آزادی و انعطاف، از انسجامی درونی برخوردارند. در آثار درویش، حرکت قلم به گونه‌ای است که گویی هر کلمه از دل حرکت کلمه‌ی پیشین پدید می‌آید ولی هویت مستقل خود را نیز حفظ می‌کند. این پیوستگی به ویژه در ترکیب‌های متراکم و سطر‌هایی نمایان است که حروف و کلمات در هم تنیده می‌شوند.

در آثار کدخدایی نیزکلمات هویت مشخصی دارند، اما از حرکت عمومی ترکیب جدا نمی‌شوند. حتی در قطعات متراکم، حرکت خط به شکلی پیش می‌رود که ارتباط اجزای آن از بین نمی‌رود.

درویش عبدالمجید توانست میان سرعت طبیعی قلم و ضرورت استقرار بصری تعادلی ایجاد کند که همچنان یکی از معیار‌های اصلی سنجش آثار شکسته‌نویسان به‌شمارمی‌رود. با این سنجه اگر کار‌های کدخدایی را محک بزنیم، او استواری ساختار و آزادی قلم را باظرفیت‌های ترکیب‌بندی به شیوه‌ای نو و امروزی در هم آمیخته است.

دیگر چهره‌ی مهم برای درک زبان هنری کدخدایی، میرزا غلامرضا اصفهانی است که می‌توان گفت آثار متاخر کدخدایی باوجود هویت مستقل همچنان نقش او را در خود دارد. آشنایی و تسلط عمیق هر دو خوشنویس بهساختمان خط نستعلیق تاثیرش را در تناسبات، استقرار کلمات، کیفیت اتصالات و نظم کلی ترکیب حین شکسته‌نویسی آشکار می‌سازد. نستعلیق باوجود برخورداری از انعطاف و حرکت، بر نظمی دقیق در نسبتِ اجزای حروف و کلمات استوار است. در نستعلیق، تناسبات و جایگاه اجزای کلمه، رابطه‌ی سطر‌ها و توزیع وزن بصری از عوامل اصلی انسجام‌اند. شکسته‌نستعلیق با گشودن امکان‌های بیشتر برای پیوستگی، حذف، فشردگی و گردش، این روابط را پیچیده‌تر می‌کند، اما آنها را به‌کلی کنار نمی‌گذارد. کدخدایی که مانند میرزا غلامرضا شناخت خوبی ازین نظم دارد، هنگام نوشتن شکسته نیز می‌تواند میان گسترش حرکت و حفظ ساختار تعادل برقرار کند. در واقع نسبت میان دانش نستعلیق و کیفیت بیان در شکسته‌نستعلیق بسیار فراتر از شباهت‌های صرفا ظاهری در کار این دو استاد به نحوه‌ی انتقال منطق تناسبات نستعلیق به قلم شکسته مربوط می‌شود.

یکی از مهم‌ترین محور‌های بررسی آثار کدخدایی تجربه‌ی او در گسترش دانگ جلی و ورودش به کتیبه‌نویسی با قلم‌های بسیار درشت است. پیش از او دامنه‌ی متعارف اجرای جلی در شکسته‌نویسی از حدود سه و نیم میلی‌متر تا حداکثر یک سانتی‌متر بود، حال آن که کدخدایی از قلم شش میلی‌متری تا دو سانتی‌متری بهره می‌گیرد، و در کتیبه‌ها با ابعاد بزرگتر از دو سانتی‌متر کار کرده‌است.

این اعداد تنها در گسترش ظاهری ابعاد خلاصه نمی‌شود، بلکه تجربه‌ای فنی و ساختاری است. خوشنویس باید بتواند تناسبات را در مقیاسی متفاوت حفظ کند و همزمان آنها را با فضای تازه بازتنظیم کند. گاه کشیده‌ای که در قطعه‌ای کوچک به‌خوبی در ترکیب می‌نشیند، در مقیاس بزرگ به امتدادی نامتناسب تبدیل می‌شود؛ یا اتصالی که در قلم خفی به سادگی از کنار چشم می‌گذرد در اجرای درشت به نقطه‌ای حساس در ساختار بصری بدل می‌شود. در اینجا خوشنویس با تغییر اندازه باید درباره‌ی تناسب حروف، امتداد کشیده‌ها، کیفیت اتصالات و تعادل ترکیب، دوباره تصمیم تازه‌ای بگیرد و همین تصمیم‌های تازه کدخدایی و خط شکسته را به مسیر‌های نو و نامکشوف برده است

بنابراین مقیاس در کار کدخدایی فراتر از ظاهر، بخشی از زبان هنری اوست.

در نهایت، سیر هنری کدخدایی را می‌توان در امتداد پرسشی بررسی کرد که تاریخ شکسته‌نستعلیق همواره پیش روی خوشنویسان قرار داده است: چگونه می‌توان از استادان گذشته مشق کرد، قواعد آگاهن را شناخت و همزمان از بازتولید صرف آثارشان فراتر رفت؟

 

انتهای خبر/285907/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر