به گزارش گروه اقتصاد خبرگزاری آگاه، اقتصاد نوآوری در ادبیات جدید توسعه، تنها یک اصطلاح دانشگاهی یا مفهومی محدود به شرکتهای فناور نیست، بلکه توصیفکننده نوعی از سازمانیافتگی اقتصاد است که در آن ایده، دانش، فناوری، خلاقیت و توان تبدیل علم به ارزش اقتصادی به مهمترین منابع تولید ثروت بدل میشوند. در این الگو، مزیت کشورها دیگر فقط بر پایه وفور منابع طبیعی، نیروی کار ارزان یا ظرفیتهای سنتی تولید تعریف نمیشود، بلکه توانایی خلق راهحلهای جدید، تجاریسازی دانش، توسعه محصولات و خدمات نو، ارتقای بهرهوری و انطباق سریع با تحولات فناورانه، شاخص اصلی قدرت اقتصادی به شمار میرود. از همین رو، وقتی از اقتصاد نوآوری سخن گفته میشود، در واقع از مدلی صحبت میکنیم که موتور محرک آن نه صرفاً سرمایه فیزیکی، بلکه سرمایه انسانی، زیرساخت دانشی، نهادهای پشتیبان و اکوسیستم مولد ایده است.
در معنای دقیقتر، اقتصاد نوآوری اقتصادی است که در آن تولید، اشتغال، سرمایهگذاری و رشد، بهطور فزایندهای از مسیر فناوریهای نو، شرکتهای دانشبنیان، پژوهشهای کاربردی، استارتاپها، مالکیت فکری، دیجیتالیسازی و ارتقای مستمر فرآیندها شکل میگیرد. در چنین اقتصادی، نوآوری فقط به اختراع یک محصول کاملاً جدید محدود نیست، بلکه هر بهبود مؤثر در شیوه تولید، مدل کسبوکار، خدماترسانی، شبکه توزیع، بهرهبرداری از داده، کاهش هزینه، افزایش کیفیت یا پاسخگویی بهتر به نیاز بازار نیز بخشی از سازوکار نوآوری محسوب میشود. به همین دلیل، اقتصاد نوآوری را باید اقتصادی دانست که در آن حرکت از دانستن به ساختن، از فناوری به بازار و از ایده به ثروت با سرعت و انسجام بیشتری رخ میدهد.
خلق ارزش اقتصادی با اقتصاد نوآوری
اهمیت این مفهوم از آنجا برجسته میشود که اقتصاد جهانی در دهههای اخیر با تغییری ساختاری مواجه شده است. در گذشته، بخش بزرگی از مزیت رقابتی کشورها متکی بر داراییهای ملموس مانند معادن، زمین، کارخانه و انرژی بود، اما امروز سهم داراییهای نامشهود نظیر نرمافزار، داده، برند، دانش فنی، تحقیق و توسعه، طراحی، الگوریتم، ثبت اختراع و مهارتهای تخصصی در خلق ارزش اقتصادی بهطور قابل توجهی افزایش یافته است. شرکتهایی که بزرگترین جایگاه را در اقتصاد جهانی به دست آوردهاند، الزاماً آنهایی نیستند که بیشترین منابع خام را در اختیار دارند، بلکه عمدتاً بنگاههایی هستند که توانستهاند دانش را به فناوری، فناوری را به محصول، و محصول را به بازارهای گسترده داخلی و بینالمللی متصل کنند. از این منظر، اقتصاد نوآوری بازتابی از گذار جهان از اقتصاد مبتنی بر منابع به اقتصاد مبتنی بر دانش است.
در بطن اقتصاد نوآوری، مفهوم بهرهوری جایگاهی کلیدی دارد. نوآوری صرفاً برای تولید کالاهای پیشرفته یا ایجاد کسبوکارهای جدید به کار نمیآید، بلکه مهمتر از آن، ظرفیت اقتصاد را برای استفاده بهتر از منابع موجود افزایش میدهد. زمانی که یک واحد تولیدی با بهکارگیری فناوری نو، مصرف انرژی را کاهش میدهد، ضایعات را کم میکند، زمان تولید را کوتاهتر میسازد یا کیفیت را ارتقا میدهد، در واقع وارد منطق اقتصاد نوآوری شده است. به همین ترتیب، وقتی یک نظام اداری از طریق دولت الکترونیک، دادهمحوری و سامانههای هوشمند، هزینه مبادله را پایین میآورد و سرعت خدمات را افزایش میدهد، این نیز یکی از جلوههای همان اقتصاد است؛ بنابراین نوآوری تنها مسئلهای مربوط به آزمایشگاهها یا شرکتهای فناوریمحور نیست، بلکه یک منطق فراگیر در کل ساختار اقتصادی و حکمرانی است.
یکی از مؤلفههای اصلی اقتصاد نوآوری، پیوند میان دانشگاه، صنعت و بازار است. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که رشد نوآورانه زمانی پایدار میشود که تولید علم در مراکز دانشگاهی و پژوهشی، با نیازهای واقعی بخش تولید، خدمات و تجارت پیوند بخورد. اگر دانش در مرز مقاله و پژوهش باقی بماند و به محصول، خدمت، استاندارد، فناوری بومی، ثبت اختراع یا فرآیند صنعتی قابل استفاده تبدیل نشود، نقش آن در اقتصاد محدود خواهد ماند. از سوی دیگر، اگر صنعت نیز صرفاً مصرفکننده فناوری وارداتی باشد و در توسعه تحقیق و توسعه داخلی، آموزش نیروی انسانی و تعامل با مراکز علمی سرمایهگذاری نکند، توان جهش در رقابتپذیری خود را از دست میدهد. اقتصاد نوآوری در نقطهای شکل میگیرد که این سه ضلع، یعنی علم، تولید و بازار، به صورت زنجیرهای و مؤثر با یکدیگر ارتباط پیدا کنند.
راه کسب جایگاه بالاتر در زنجیره اقتصاد جهانی
در این چارچوب، نیروی انسانی متخصص مهمترین دارایی هر اقتصاد نوآور به شمار میرود. برخلاف اقتصادهای سنتی که در آنها مزیت عمدتاً بر منابع مادی استوار بود، در اقتصاد نوآوری این ذهنها، مهارتها، تجربهها و توان حل مسئله هستند که ارزش میآفرینند. کیفیت نظام آموزشی، مهارتافزایی، تربیت نیروی میانرشتهای، تقویت فرهنگ کارآفرینی، آموزش دیجیتال، تسلط بر زبان فناوری و حفظ سرمایه انسانی، همگی در شکلگیری این اقتصاد نقشی تعیینکننده دارند. به همین دلیل، مهاجرت نخبگان، ضعف در آموزش مهارتهای نو، گسست میان آموزش و بازار کار و فرسودگی سرمایه انسانی، از مهمترین تهدیدها برای توسعه اقتصاد نوآوری محسوب میشوند. در مقابل، هر کشوری که بتواند استعدادها را شناسایی، حفظ و به چرخه تولید ارزش متصل کند، شانس بیشتری برای کسب جایگاه بالاتر در زنجیره اقتصاد جهانی خواهد داشت.
اقتصاد نوآوری همچنین به زیرساختهای نهادی و حقوقی وابستگی جدی دارد. بدون امنیت سرمایهگذاری، ثبات نسبی مقررات، حمایت از حقوق مالکیت فکری، دسترسی به سرمایه خطرپذیر، شفافیت در فرآیندها، تسهیل راهاندازی کسبوکار، امکان آزمون و خطا و کاهش موانع اداری، شکلگیری زیستبوم نوآوری دشوار خواهد بود. نوآوری ذاتاً با ریسک همراه است؛ بسیاری از ایدهها در ابتدا بازار مشخصی ندارند، برخی پروژهها شکست میخورند و بعضی فناوریها دیرتر از انتظار به نقطه سوددهی میرسند. از این رو، اقتصادی که نوآوری را محور رشد خود قرار میدهد، باید سازوکارهایی برای تحمل ریسک، تأمین مالی ایدههای نو، حمایت هوشمند از کسبوکارهای نوپا و ایجاد اطمینان برای سرمایهگذاران طراحی کند. در غیاب این بسترها، استعدادها یا به فعالیتهای کمریسک و غیرمولد سوق پیدا میکنند یا اساساً فرصت بروز پیدا نمیکنند.
تغییر نگاه دولت از تصدیگری مستقیم به تنظیمگری هوشمند
از منظر سیاستگذاری، اقتصاد نوآوری به معنای تغییر نگاه دولت از تصدیگری مستقیم به تنظیمگری هوشمند، تسهیلگری و ایجاد زیرساخت است. در این نوع اقتصاد، دولت به جای آنکه صرفاً به توزیع منابع بپردازد، باید قواعدی وضع کند که در آنها رقابت، خلاقیت و سرمایهگذاری فناورانه تقویت شود. توسعه اینترنت و زیرساخت دیجیتال، حمایت از تحقیق و توسعه، اصلاح نظام تأمین مالی، تسهیل دسترسی شرکتها به بازار، تقویت صادرات دانشبنیان، بهروزرسانی استانداردها و اتصال نظام علمی به نیازهای صنعتی، بخشی از همین نقشآفرینی است. به بیان دیگر، دولت در اقتصاد نوآوری زمانی موفق عمل میکند که بتواند محیطی پیشبینیپذیر، باز و مشوق برای تولید فکر و تبدیل آن به ارزش اقتصادی فراهم آورد.
در عین حال، نباید اقتصاد نوآوری را با اقتصاد دیجیتال یا صرفاً فعالیت شرکتهای استارتاپی یکی دانست. اقتصاد دیجیتال یکی از مهمترین جلوههای اقتصاد نوآوری است، اما تمام آن نیست. نوآوری میتواند در کشاورزی، انرژی، حملونقل، سلامت، آموزش، صنعت ساختمان، خدمات مالی، لجستیک، محیط زیست و حتی در اصلاح نظامهای اداری و عمومی نیز رخ دهد. برای مثال، استفاده از بذرهای هوشمند، آبیاری دقیق، تحلیل داده در زنجیره تأمین، فناوریهای کاهش مصرف انرژی، تجهیزات پزشکی بومی، سامانههای حملونقل هوشمند یا روشهای نوین تأمین مالی، همگی مصادیقی از حضور منطق نوآورانه در بخشهای مختلف اقتصاد هستند. از این رو، هرگونه تقلیل این مفهوم به چند شرکت اینترنتی یا چند محصول فناورانه، درک ناقصی از آن به دست میدهد.
اهمیت اقتصاد نوآوری برای کشورهای در حال توسعه دوچندان است؛ زیرا این کشورها برای عبور از تله رشد پایین، وابستگی به خامفروشی و نوسانپذیری اقتصادی، نیازمند منابع جدید خلق ارزش هستند. اقتصادهایی که عمدتاً بر فروش مواد خام، درآمدهای ناپایدار یا مزیتهای سنتی تکیه دارند، معمولاً در برابر شوکهای بیرونی، افت قیمتهای جهانی، تحولات ژئوپلیتیک و محدودیتهای تجاری آسیبپذیرترند. در مقابل، توسعه زیستبوم نوآوری میتواند به متنوعسازی اقتصاد، افزایش سهم صادرات با ارزش افزوده بالا، کاهش وابستگی به درآمدهای سنتی و تقویت تابآوری کمک کند. به همین دلیل، بسیاری از کشورها در سالهای اخیر تلاش کردهاند با سرمایهگذاری در فناوری، آموزش، پژوهش و شرکتهای نوآور، ساختار رشد خود را بازآرایی کنند.
در مورد اقتصاد ایران، بحث اقتصاد نوآوری از آن جهت اهمیت ویژه دارد که کشور همزمان با دو واقعیت روبهرو است؛ از یک سو ظرفیت بالای نیروی انسانی تحصیلکرده، تجربه علمی و توان بالقوه در برخی حوزههای فناوری وجود دارد و از سوی دیگر، محدودیتهای ساختاری، ناترازیهای اقتصادی، دشواریهای تأمین مالی، موانع نهادی و بیثباتیهای محیط کسبوکار، مسیر بهرهبرداری کامل از این ظرفیتها را دشوار کرده است. به بیان روشنتر، ایران از منظر سرمایه انسانی و نیازهای گسترده بازار داخلی، امکان حضور جدیتر در اقتصاد نوآوری را دارد، اما تحقق این ظرفیت نیازمند مجموعهای از اصلاحات همزمان است. اگر نوآوری نتواند به تولید انبوه، بازار پایدار، سرمایهگذاری مستمر و صادرات متصل شود، سهم آن در اقتصاد کلان محدود باقی خواهد ماند.
اقتصاد نوآوری فقط یک پروژه اقتصادی نیست
از سوی دیگر، اقتصاد نوآوری فقط یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه با امنیت اقتصادی، عدالت منطقهای، کیفیت اشتغال و حتی اقتدار ملی نیز ارتباط دارد. کشوری که در فناوریهای راهبردی، تجهیزات صنعتی، سلامت، کشاورزی پیشرفته، انرژیهای نو، هوش مصنوعی، داده و زیرساختهای نرمافزاری توانمندی ایجاد میکند، در واقع بخشی از وابستگیهای خود را کاهش میدهد و قدرت تصمیمگیری مستقلتری به دست میآورد. افزون بر این، توسعه شرکتهای نوآور و مشاغل دانشبنیان میتواند الگوی اشتغال را از فعالیتهای کمبهرهوری به سمت مشاغل با ارزش افزوده بالاتر سوق دهد؛ مشاغلی که ضمن ایجاد درآمد بهتر، امکان ارتقای مهارت، حضور در بازارهای جهانی و افزایش تابآوری اقتصادی را نیز فراهم میکنند.
با این حال، اقتصاد نوآوری بدون چالش نیست. یکی از مهمترین چالشها، فاصله میان تولید دانش و تجاریسازی آن است؛ یعنی جایی که ایدههای خوب فراواناند، اما مسیر تبدیل آنها به محصول قابل فروش یا خدمت پایدار دشوار است. چالش دیگر، ضعف در تأمین مالی نوآوری است؛ زیرا بانکها معمولاً با منطق وثیقه و بازگشت کوتاهمدت منابع عمل میکنند، در حالی که بسیاری از فعالیتهای نوآورانه به سرمایه صبور، خطرپذیر و بلندمدت نیاز دارند. در کنار این موارد، مسئله بازار، رقابتپذیری، استانداردسازی، برندینگ، دیپلماسی فناوری، محدودیتهای بینالمللی و گاه ناپایداری مقررات نیز از موانع پیش روی این بخش به شمار میرود. به همین دلیل، توسعه اقتصاد نوآوری بیش از آنکه با شعار محقق شود، نیازمند نقشه راه، انسجام نهادی و تداوم سیاستی است.
ثروت در اقتصاد نوآوری الگویی از دل ایده، مهارت، فناوری
در نهایت، اقتصاد نوآوری را باید صورتبندی جدیدی از رشد اقتصادی در جهان معاصر دانست؛ الگویی که در آن ثروت از دل ایده، مهارت، فناوری، سازماندهی هوشمند و توان پاسخگویی سریع به تحولات خلق میشود. این اقتصاد بر پایه دانش حرکت میکند، با خلاقیت گسترش مییابد، با سرمایه انسانی تقویت میشود و با نهادهای پشتیبان به ثمر مینشیند. از این منظر، اقتصاد نوآوری نه یک انتخاب تجملی برای دوران وفور، بلکه یک ضرورت راهبردی برای کشورهایی است که میخواهند در فضای پررقابت و پرتحول امروز، رشد پایدارتر، اشتغال باکیفیتتر و جایگاه اقتصادی باثباتتری به دست آورند.
هرچه سهم نوآوری در ساختار تولید، تجارت، خدمات و حکمرانی بیشتر شود، ظرفیت اقتصاد برای عبور از محدودیتها، افزایش بهرهوری و حضور مؤثرتر در زنجیره ارزش جهانی نیز افزایش خواهد یافت. به همین علت، آینده اقتصادها بیش از هر زمان دیگر به این پرسش گره خورده است که تا چه اندازه میتوانند فکر را به فناوری، فناوری را به کسبوکار و کسبوکاررا به قدرت اقتصادی تبدیل کنند.
انتهای خبر/265119/
- دریافت هزینههای خدمات منطقۀ ویژۀ اقتصادی پیام با نرخ جدید فعلاً متوقف شد
- ساختار تشکیل اقتصاد نوآوری و راههای تثبیت در میدان رقابت
- رفع موانع پیشروی شرکتهای دانشبنیان و فعالان اقتصاد دیجیتال نیازمند تعامل مستمر و اصلاح رویهها است
- کوالکام برای تراشه اسنپدراگون ۸ الیت نسل ۵ نسخه اقتصادی میسازد
- از اهمیت اقتصادی تنگه هرمز بیشتر بدانید
- هدفگیری تأسیسات نفتی عربستان| زنگ خطر برای اقتصاد انرژی ریاض
- نگران خیمههای سوخته اقتصاد باشید، نه امانتداری خنجر شمر!
- ضربه پلیس امنیت اقتصادی به استخراج غیرمجاز رمزارز؛ کشف ماینرهای ۶ میلیارد تومانی
- ادعای آمریکا فاقد مبنای فنی و اقتصادی؛ خواب دور زدن تنگه هرمز تعبیر نمی شود / جایگزینی آبراه با کریدورهای جدید امکانپذیر نیست
- کارشناس عرب: انسداد همزمان هرمز و بابالمندب اقتصاد جهان را به پرتگاه میکشاند
- الویری: اربعین را باید بهمثابه یک پدیده اجتماعی و دینی شناخت/طاووسی: پیادهروی اربعین با راهبرد رهبر شهید به پدیدهای جهانی تبدیل شد/سلطانی: اربعین در منظومه فکری رهبر شهید، امتداد عاشورا و وحدت امت اسلامی است
- اعتیاد به شبکههای اجتماعی علائم بیشفعالی را در نوجوانان تشدید میکند
- هنر بزرگ ملت ایران، تبدیل فشار جنگ به تابآوری و همبستگی اجتماعی بود
- دستیار اجتماعی رئیسجمهور: جامعه ایران در برابر فشارها شکست نخورده است/ تأکید بر ظرفیت اجتماعی کشور برای عبور از پیامدهای جنگ
- رکورد ۴۰ ساله بانک سینا شکسته شد / جنوب کشور و میناب در اولویت مسئولیتهای اجتماعی بانک
- پویش «هر دانشآموز، یک مهارت» استقلال اجتماعی ۱۰ هزار دانشآموز را رقم میزند
- اطلس فرهنگی؛ مجموعهای از ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی/ تدوین اطلس فرهنگی اقدامی برای صیانت از هویت بومی خمینیشهر
- در راستای افزایش منابع سازمان تأمیناجتماعی ۳۲ برنامه تدوین شد
- پیوست فرهنگی و اجتماعی؛ مسیری که نباید نیمه تمام بماند
- توسعه همکاریهای اشتغال و تأمین اجتماعی در دستور کار قرار گرفت

