چهارشنبه ۰۱ بهمن ۱۴۰۴
الأربعاء ٠٢ شعبان ١٤٤٧
Wednesday 21 January 2026
متن خبر

عملیات روانی و تحریک گسل‌های اجتماعی مرحله جدید جنگ علیه ایران اسلامی

دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴
عملیات روانی و تحریک گسل‌های اجتماعی مرحله جدید جنگ علیه ایران اسلامی
پس از جنگ 12 روزه دشمن تلاش دارد با عملیات روانی و تحریک گسل‌های اجتماعی، جامعه ایران وارد فاز فرسایش و واگرایی شود؛ تلاشی که یکبار دیگر با هشیاری ملت شکست خورد. اکنون ملت ایران در جایگاه یک بازیگر تعیین‌کننده قرار دارد. حفظ انسجام، ارتقای آگاهی، تفکیک دقیق نقد از تخریب و مشارکت فعال در ساخت آینده، مهم‌ترین وظایف این مقطع تاریخی است.

به گزارش خبرگزاری آگاه، پس از جنگ دوازده‌روزه، آنچه بیش از هر چیز در محاسبات دشمنان جمهوری اسلامی فرو ریخت، تصور فروپاشی اجتماعی و شکاف درونی بود. رژیم صهیونیستی و حامیانش با اتکا به فشار نظامی، عملیات روانی و تحریک گسل‌های اجتماعی، انتظار داشتند جامعه ایران وارد فاز فرسایش و واگرایی شود. اما نتیجه، معکوس بود؛ ملت ایران نه‌تنها دچار هراس و عقب‌نشینی نشد، بلکه تجربه‌ای دیگر از همبستگی در برابر تهدید خارجی را به نمایش گذاشت. این واقعیت، معنای جنگ را از یک تقابل صرفاً نظامی به رویارویی اراده‌ها ارتقا داد.

همزمان با شکست دشمن در میدان سخت، پروژه ناامن‌سازی داخلی از طریق اغتشاشات تروریستی دنبال شد. این اغتشاشات نه ریشه در مطالبات مردمی داشت و نه واجد منطق اعتراض مدنی بود؛ بلکه تلاشی سازمان‌یافته برای جبران ناکامی در جنگ ۱۲ روزه محسوب می‌شد. هدف اصلی، انتقال فشار از مرزها به خیابان‌ها و القای این گزاره بود که ایران در داخل دچار بی‌ثباتی مزمن است. اما واکنش جامعه، بار دیگر نشان داد که مرز میان اعتراض مشروع و خشونت نیابتی برای اکثریت مردم روشن است.

در چنین فضایی، دشمن به‌سراغ ابزارهای نرم‌تر اما پیچیده‌تر رفت. رسانه‌های همسو، اندیشکده‌ها و برخی نهادهای به‌ظاهر مستقل در اروپا و آمریکا فعال شدند تا روایت شکست را با ادبیات «انزوای دیپلماتیک ایران» بازسازی کنند. زیر سؤال بردن حضور دیپلمات‌های ایرانی در نشست‌های بین‌المللی و بزرگ‌نمایی برخی محدودیت‌ها، بخشی از همین جنگ ادراکی بود. جنگی که بیش از آنکه واقعیت سیاست خارجی را تغییر دهد، در پی مدیریت تیترها و افکار عمومی جهانی است.

در این میان، پرسش اصلی متوجه داخل کشور است: پس از این تحولات، وظیفه ملت چیست؟ پاسخ به این سؤال، نیازمند عبور از هیجان و ورود به تحلیل راهبردی است. ملت ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که کنش و واکنش او، مستقیماً بر محاسبات دشمن اثر می‌گذارد. حفظ دستاورد انسجام ملی، مهم‌ترین سرمایه‌ای است که در جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت و در اغتشاشات اخیر نیز آزموده شد.

انسجام اجتماعی خط مقدم نبرد آینده

نخستین وظیفه ملت، صیانت آگاهانه از انسجام اجتماعی است. تجربه نشان داده است که فشار خارجی زمانی مؤثر می‌شود که جامعه هدف دچار چندپارگی و بی‌اعتمادی درونی باشد. دشمن تلاش می‌کند اختلاف‌نظرهای طبیعی را به شکاف‌های هویتی تبدیل کند و از آن، پروژه بی‌ثبات‌سازی بسازد. هوشیاری اجتماعی، به‌ویژه در فضای مجازی، نقش تعیین‌کننده‌ای در خنثی‌سازی این سناریو دارد. هر شهروند، به‌نوعی یک کنشگر در میدان جنگ روایت‌هاست.

وظیفه دوم، تفکیک دقیق میان نقد، مطالبه‌گری و همراهی ناخواسته با پروژه دشمن است. جامعه‌ای زنده، جامعه‌ای منتقد است؛ اما نقد زمانی سازنده است که در چارچوب منافع ملی و امنیت جمعی تعریف شود. اغتشاشات تروریستی اخیر نشان داد که دشمن می‌کوشد مطالبات واقعی را به خشونت و ناامنی گره بزند. مسئولیت ملت، جلوگیری از این مصادره و حفظ مرز روشن میان اصلاح‌خواهی داخلی و براندازی نیابتی است.

سومین وظیفه، تقویت اعتماد متقابل میان مردم و نهادهای حاکمیتی است. جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که در لحظات تهدید، این اعتماد می‌تواند به یک مزیت راهبردی تبدیل شود. شفافیت، پاسخگویی و گفت‌وگوی مستمر از سوی مسئولان، و در مقابل، مشارکت مسئولانه و صبورانه از سوی مردم، می‌تواند این سرمایه را تثبیت کند. هرگونه فرسایش در این رابطه، دقیقاً همان چیزی است که دشمن به‌دنبال آن است.

در سطحی عمیق‌تر، ملت ایران وظیفه دارد روایت پیروزی خود را بازتولید و تثبیت کند. پیروزی صرفاً به معنای غلبه نظامی نیست، بلکه توان ایستادگی، حفظ آرامش اجتماعی و ناکام گذاشتن پروژه‌های ترکیبی دشمن را نیز در بر می‌گیرد. اگر این روایت توسط خود جامعه بیان نشود، رسانه‌های معاند آن را با روایت شکست و انزوا جایگزین خواهند کرد.

نقش ملت در خنثی‌سازی جنگ روایت‌ها

جنگ آینده، بیش از آنکه در آسمان و زمین رخ دهد، در ذهن‌ها و ادراک‌ها جریان خواهد داشت. ملت ایران، به‌ویژه نخبگان، دانشگاهیان، فعالان رسانه‌ای و فرهنگی، نقش کلیدی در این میدان دارند. تولید محتوای دقیق، پرهیز از بازنشر اخبار مشکوک و تحلیل‌های هیجانی، و ارتقای سواد رسانه‌ای عمومی، از الزامات این مرحله است. دشمن بر خستگی روانی جامعه حساب باز کرده و مقابله با آن، نیازمند هوشیاری جمعی است.

همچنین، مشارکت فعال در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، پاسخی عملی به راهبرد «فلج‌سازی از درون» است. هر میزان که چرخه زندگی عادی، تولید، علم و فرهنگ با قدرت ادامه یابد، پیام روشنی به بیرون مخابره می‌شود: ایران، جامعه‌ای متوقف‌شده نیست. این پویایی، مکمل دیپلماسی رسمی و قدرت بازدارندگی نظامی است و تصویر واقعی‌تری از کشور ارائه می‌دهد.

نباید از یاد برد که دشمن، شکست‌خورده اما دست‌بردار نیست. تغییر تاکتیک، به‌معنای تغییر هدف نیست. از این رو، وظیفه ملت صرفاً واکنشی و مقطعی نیست، بلکه نیازمند نگاه بلندمدت است. صبر راهبردی، همراه با کنش هوشمندانه، می‌تواند هزینه‌های تقابل را برای دشمن افزایش دهد و او را از تکرار ماجراجویی‌های پرهزینه بازدارد.

در جمع‌بندی می‌توان گفت پس از جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات تروریستی اخیر، ملت ایران در جایگاه یک بازیگر تعیین‌کننده قرار دارد. حفظ انسجام، ارتقای آگاهی، تفکیک دقیق نقد از تخریب، و مشارکت فعال در ساخت آینده، مهم‌ترین وظایف این مقطع تاریخی است. دشمن در برابر یک ملت ایستاده است؛ ملتی که اگر آگاهانه عمل کند، می‌تواند شکست‌های تحمیل‌شده به دشمن را به یک روند پایدار تبدیل کند، نه یک اتفاق مقطعی.

 

انتهای خبر/221236/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر